laboring class
طبقه کارگر
laboring under
تحت فشار کار
laboring woman
زن کارگر
laboring hard
سخت کار کردن
laboring together
همراه با کار کردن
laboring day
روز کار
laboring away
دور از کار
laboring men
مردان کارگر
laboring for
برای کار کردن
laboring heart
قلب کارگر
they were laboring under a heavy burden.
آنها تحت بار سنگینی تلاش میکردند.
he spent the summer laboring in the fields.
او تابستان را در مزارع تلاش کرد.
laboring for long hours can be exhausting.
تلاش کردن برای ساعتهای طولانی میتواند خستهکننده باشد.
she was laboring to finish her thesis on time.
او برای اتمام پایاننامه خود به موقع تلاش میکرد.
they are laboring to improve the community.
آنها برای بهبود جامعه تلاش میکنند.
laboring in the heat can be quite challenging.
تلاش کردن در گرما میتواند بسیار چالشبرانگیز باشد.
he felt proud after laboring for a good cause.
او بعد از تلاش برای یک هدف خوب احساس غرور کرد.
laboring together fosters teamwork and cooperation.
تلاش کردن با هم باعث ایجاد کار گروهی و همکاری میشود.
she was laboring to support her family.
او برای حمایت از خانوادهاش تلاش میکرد.
they are laboring to build a new school.
آنها برای ساخت یک مدرسه جدید تلاش میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید