laboring

[ایالات متحده]/ˈleɪbərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈleɪbərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مرتبط با کار یا تلاش
n. کار یا زحمت

عبارات و ترکیب‌ها

laboring class

طبقه کارگر

laboring under

تحت فشار کار

laboring woman

زن کارگر

laboring hard

سخت کار کردن

laboring together

همراه با کار کردن

laboring day

روز کار

laboring away

دور از کار

laboring men

مردان کارگر

laboring for

برای کار کردن

laboring heart

قلب کارگر

جملات نمونه

they were laboring under a heavy burden.

آنها تحت بار سنگینی تلاش می‌کردند.

he spent the summer laboring in the fields.

او تابستان را در مزارع تلاش کرد.

laboring for long hours can be exhausting.

تلاش کردن برای ساعت‌های طولانی می‌تواند خسته‌کننده باشد.

she was laboring to finish her thesis on time.

او برای اتمام پایان‌نامه خود به موقع تلاش می‌کرد.

they are laboring to improve the community.

آنها برای بهبود جامعه تلاش می‌کنند.

laboring in the heat can be quite challenging.

تلاش کردن در گرما می‌تواند بسیار چالش‌برانگیز باشد.

he felt proud after laboring for a good cause.

او بعد از تلاش برای یک هدف خوب احساس غرور کرد.

laboring together fosters teamwork and cooperation.

تلاش کردن با هم باعث ایجاد کار گروهی و همکاری می‌شود.

she was laboring to support her family.

او برای حمایت از خانواده‌اش تلاش می‌کرد.

they are laboring to build a new school.

آنها برای ساخت یک مدرسه جدید تلاش می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید