toolbox

[ایالات متحده]/'tu:l,bɔks/
[بریتانیا]/ˈtulˌbɑks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ظرف برای ذخیره و سازماندهی ابزارها به گونه‌ای که به راحتی قابل دسترسی و استفاده باشند.

عبارات و ترکیب‌ها

handy toolbox

جعبه ابزار کاربردی

جملات نمونه

A good toolbox is a handy thing to have in any house.

داشتن یک جعبه ابزار خوب، یک وسیله بسیار کاربردی در هر خانه ای است.

He reached into his toolbox for a screwdriver.

او برای باز کردن پیچ، به جعبه ابزار خود دسترسی پیدا کرد.

She organized her toolbox with different compartments for each type of tool.

او جعبه ابزار خود را با جداول مختلف برای هر نوع ابزار مرتب کرد.

The mechanic's toolbox was filled with various wrenches and sockets.

جعبه ابزار مکانیک پر از آچارها و سوکت های مختلف بود.

I always keep a hammer in my toolbox for household repairs.

من همیشه یک چکش در جعبه ابزارم برای تعمیرات منزل نگه می دارم.

The carpenter's toolbox contained saws, drills, and measuring tape.

جعبه ابزار چوب‌بردار شامل اره، دریل و متر نواری بود.

She rummaged through the toolbox looking for the right size screw.

او جعبه ابزار را جستجو کرد تا پیچ مناسب را پیدا کند.

The plumber carried his toolbox into the house to fix the leaky pipe.

لوله کش جعبه ابزار خود را به داخل خانه برد تا لوله نشتی را تعمیر کند.

The electrician's toolbox contained wire cutters, pliers, and voltage testers.

جعبه ابزار برق‌کار شامل سیم‌چین، انبرد و تسترهای ولتاژ بود.

He kept his toolbox in the trunk of his car for emergencies.

او جعبه ابزار خود را برای مواقع اضطراری در صندوق عقب ماشین خود نگه داشت.

The handyman's toolbox was neatly organized with all the necessary tools.

جعبه ابزار دستیار با تمام ابزارهای لازم به خوبی مرتب شده بود.

نمونه‌های واقعی

They gave him a toolbox as a farewell present.

آنها یک جعبه ابزار را به عنوان هدیه خداحافظی به او دادند.

منبع: A man named Ove decides to die.

We're gonna start by building a simple toolbox.

ما قصد داریم با ساخت یک جعبه ابزار ساده شروع کنیم.

منبع: Modern Family - Season 05

No matter what you need to learn, diversify your cognitive toolbox.

مهم نیست چه چیزی را می خواهید یاد بگیرید، جعبه ابزار شناختی خود را متنوع کنید.

منبع: Science in Life

Oh, come on, why would you bury your toolbox in the woods?

اوه، بیایید، چرا جعبه ابزار خود را در جنگل دفن می کنید؟

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 3

But from what we do know, we can tell that they have a pretty diverse toolbox.

اما از آنچه می دانیم، می توانیم بگوییم که آنها یک جعبه ابزار نسبتاً متنوع دارند.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

Sure. I will be right over, as soon as I find where Lynette keeps the toolbox.

مطمئناً. من همین الان می رسم، به محض اینکه فهمیدم لینت جعبه ابزار را کجا نگه می دارد.

منبع: Desperate Housewives Season 7

It's in a toolbox in the basement.

این در یک جعبه ابزار در زیرزمین است.

منبع: The Good Place Season 2

It's really honestly very easy but more than that though, Dashlane is like an online security toolbox.

واقعاً صادقانه بسیار آسان است اما بیشتر از آن، داش‌لین مانند یک جعبه ابزار امنیتی آنلاین است.

منبع: Realm of Legends

" These are now tools in the toolbox, " he added.

«اینها اکنون ابزارهایی در جعبه ابزار هستند،» او اضافه کرد.

منبع: New York Times

And a major tool in the biotech toolbox is genetic modification.

و یک ابزار مهم در جعبه ابزار بیوتکنولوژی، اصلاح ژنتیکی است.

منبع: Crash Course Botany

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید