empty

[ایالات متحده]/ˈempti/
[بریتانیا]/ˈempti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. حاوی هیچ چیز، خالی از محتوا، ویران

vt. & vi. خالی کردن یا خالی شدن، حذف تمام محتویات

vt. تخلیه کردن، ریختن

عبارات و ترکیب‌ها

empty space

فضای خالی

empty room

اتاق خالی

empty bottle

بطری خالی

feel empty

احساس پوچی کردن

empty stomach

شکم خالی

empty talk

حرف‌های بی‌اساس

empty of

خالی از

empty nest

لانه خالی

empty box

جعبه خالی

empty container

کانتینر خالی

empty handed

دست خالی

empty out

خالی کردن

empty word

کلمه پوچ

empty the trash

سطل زباله را خالی کنید

empty into

خالی کردن در

empty nest syndrome

بیماری سندرم لانه خالی

جملات نمونه

an empty chair; empty desert.

صندلی خالی؛ صحرای خالی

the room was empty of furniture.

اتاق خالی از مبلمان بود.

an empty stretch of highway.

یک طول خالی از بزرگراه.

The empty hall echoed.

تالار خالی پژواک داشت.

empty oneself of doubt.

خود را از شک خالی کنید.

the empty apparition

ظهور خالی

the burglar left empty-handed.

سارق دست خالی فرار کرد.

empty the box of rubbish into the fire

جعبه زباله را داخل آتش خالی کنید.

platoons of empty bottles

گروه‌های بطری خالی

The room was nearly empty of furniture.

اتاق تقریباً خالی از مبلمان بود.

the bare facts.See Synonyms at empty

حقایق آشکار. برای یافتن مترادف ها به خالی مراجعه کنید.

writing barren of insight.See Synonyms at empty

نوشتن باریک از بینش. به مترادف ها در خالی مراجعه کنید.

نمونه‌های واقعی

The time for empty talk is over.

وقت حرف‌های بی‌اساس تمام شده است.

منبع: Trump's inauguration speech

I assuaged my conscience with empty words.

من وجدان خود را با حرف‌های بی‌معنا آرام کردم.

منبع: Harry Potter and the Deathly Hallows

Row upon row of empty baskets, empty shelves.

ردیف به ردیف سبدهای خالی، قفسه‌های خالی.

منبع: CNN 10 Student English March 2023 Collection

Thunder claps above the empty streets.

رعد و برق بالای خیابان‌های خالی می‌کوبد.

منبع: Beethoven lives upstairs from me.

They're going to empty the whole stadium, yeah.

آنها کل استادیوم را خالی می‌کنند، بله.

منبع: Conan Talk Show

The empty space past Neptune isn't exactly empty.

فضای خالی بعد از نپتون دقیقاً خالی نیست.

منبع: Crash Course Astronomy

Beckett's plays are almost completely empty of action.

نمایشنامه‌های Beckett تقریباً کاملاً خالی از عمل هستند.

منبع: Crash Course in Drama

And a search of the theater turned up empty.

و جستجو در تئاتر هیچ نتیجه‌ای نداشت.

منبع: English little tyrant

If it doesn't rain, this will end up empty.

اگر باران نبارد، این به حالت خالی در می‌آید.

منبع: CNN 10 Student English May 2023 Compilation

Then he should march on shore, leaving the boat quite empty.

سپس او باید به سمت ساحل حرکت کند و قایق را کاملاً خالی بگذارد.

منبع: American Original Language Arts Third Volume

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید