torn

[ایالات متحده]/tɔːn/
[بریتانیا]/tɔrn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. پاره شده؛
adj. پاره شده

عبارات و ترکیب‌ها

heart torn

قلب شکسته

torn apart

متلاشی شده

emotionally torn

از نظر احساسی شکسته

torn between

بین دو چیز گیر افتاده

torn off

کند شده

torn to pieces

به تیکه تیکه شدن

جملات نمونه

a torn-off gobbet of flesh.

یک تکه گوشت پاره شده

a dress torn to ribbons.

لباسی که به ریبون پاره شده است.

a country torn apart by war

کشوری که توسط جنگ از هم پاشیده است

He’s torn a cartilage.

او غضروف را پاره کرده است.

A few of the books have torn jackets.

چند کتاب با جلد پاره دارند.

ashamed of my torn coat.

از پالتوی پاره ام شرمنده ام.

the wind had torn open a rift in the clouds.

باد شکافی در ابرها ایجاد کرده بود.

Dietrich's role as a wife in war-torn Paris.

نقش دیترش به عنوان همسر در پاریس جنگ‌زده.

The house was desolate, ready to be torn down.

خانه متروکه بود و آماده بازسازی بود.

The torn page is mended with tape.

صفحه پاره با نوار چسب ترمیم شده است.

You could stuff the chair with this torn material.

می‌توانید صندلی را با این مواد پاره پر کنید.

She was torn between love and hate.

او بین عشق و نفرت مردد بود.

The government is torn between principle and expediency.

دولت بین اصل و مصلحت مردد است.

was torn between opposing choices; a country that was torn by strife.

بین انتخاب‌های متضاد مردد بود؛ کشوری که درگیر نزاع بود.

a page at the front of the book had been torn out.

صفحه‌ای در جلوی کتاب پاره شده بود.

her beautiful dress was torn to shreds .

لباس زیبای او به تکه های کوچک پاره شد.

a bloody civil war had torn the country apart.

یک جنگ داخلی خونین کشور را از هم جدا کرد.

be torn sheer out by the root

به طور کامل از ریشه بیرون پاره شود.

when torn jeans were all the rage.

وقتی شلوار جین پاره مد بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید