worn out
خسته و فرسوده
worn clothes
لباسهای کهنه
worn parts
قطعات فرسوده
The shirt was worn to rags.
پیراهن تا حدی که پاره شد، کهنه شده بود.
She is worn to a shadow.
او تا حد سایه کهنه شده است.
worn down by worry.
تحت تأثیر نگرانیها فرسوده شده است.
The coat is worn threadbare.
کت کهنه و پاره شده است.
the transmission was plumb worn out.
انتقال کاملاً فرسوده بود.
you look worn out.
خسته و فرسوده به نظر میرسید.
He was worn with care and anxiety.
او با مراقبت و اضطراب کهنه شده بود.
the woolly sound of a worn record
صدای پشمی یک صفحه ضبط قدیمی
the worn pockets on a jacket.
جیبهای کهنه روی یک ژاکت.
the time-worn faces of the veterans.
چهرههای کهنه و زمانگذشته جانبازان.
a well-worn leather armchair.
یک صندلی راحتی چرمی کهنه.
This cloth has worn thin.
این پارچه نازک شده است.
An official tie, worn without tiepin.
یک کراوات رسمی، بدون سنجاق کراوات استفاده شده است.
socks worn wrong side out.
جورابهایی که برعکس پوشیده شدهاند.
Badly worn type prints poorly.
نوعنگاری کهنه به خوبی چاپ نمیشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید