touchable

[ایالات متحده]/ˈtʌtʃəbl/
[بریتانیا]/ˈtʌtʃəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل لمس؛ قادر به برانگیختن احساسات؛ قابل خوردن

عبارات و ترکیب‌ها

touchable screen

صفحه لمسی

touchable interface

رابط کاربری لمسی

touchable objects

اشیاء لمسی

touchable technology

فناوری لمسی

touchable design

طراحی لمسی

touchable elements

عناصر لمسی

touchable features

ویژگی‌های لمسی

touchable art

هنر لمسی

touchable display

صفحه نمایش لمسی

جملات نمونه

the artwork was so vivid and touchable.

هنر چنان زنده و قابل لمس بود.

her voice was soft and almost touchable.

صدای او آرام و تقریباً قابل لمس بود.

the fabric of the dress is incredibly touchable.

پارچه لباس به طرز باورانکی قابل لمس است.

the concept of love can be touchable in different ways.

مفهوم عشق را می توان به روش های مختلف قابل لمس کرد.

the technology made virtual objects feel touchable.

فناوری باعث شد اشیاء مجازی قابل لمس به نظر برسند.

her emotions were raw and touchable.

احساسات او خام و قابل لمس بودند.

the sculpture was designed to be touchable by visitors.

مجسمه طوری طراحی شده بود که بازدیدکنندگان بتوانند آن را لمس کنند.

he had a touchable charisma that drew people in.

او کاریزما قابل لمسی داشت که مردم را جذب می کرد.

the story was so relatable and touchable.

داستان بسیار قابل ارتباط و لمس بود.

the interactive exhibit made history feel touchable.

نمایش تعاملی باعث شد تاریخ قابل لمس به نظر برسد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید