touchable screen
صفحه لمسی
touchable interface
رابط کاربری لمسی
touchable objects
اشیاء لمسی
touchable technology
فناوری لمسی
touchable design
طراحی لمسی
touchable elements
عناصر لمسی
touchable features
ویژگیهای لمسی
touchable art
هنر لمسی
touchable display
صفحه نمایش لمسی
the artwork was so vivid and touchable.
هنر چنان زنده و قابل لمس بود.
her voice was soft and almost touchable.
صدای او آرام و تقریباً قابل لمس بود.
the fabric of the dress is incredibly touchable.
پارچه لباس به طرز باورانکی قابل لمس است.
the concept of love can be touchable in different ways.
مفهوم عشق را می توان به روش های مختلف قابل لمس کرد.
the technology made virtual objects feel touchable.
فناوری باعث شد اشیاء مجازی قابل لمس به نظر برسند.
her emotions were raw and touchable.
احساسات او خام و قابل لمس بودند.
the sculpture was designed to be touchable by visitors.
مجسمه طوری طراحی شده بود که بازدیدکنندگان بتوانند آن را لمس کنند.
he had a touchable charisma that drew people in.
او کاریزما قابل لمسی داشت که مردم را جذب می کرد.
the story was so relatable and touchable.
داستان بسیار قابل ارتباط و لمس بود.
the interactive exhibit made history feel touchable.
نمایش تعاملی باعث شد تاریخ قابل لمس به نظر برسد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید