trainee

[ایالات متحده]/ˌtreɪˈniː/
[بریتانیا]/ˌtreɪˈniː/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تازه‌وارد; یادگیرنده; شاگرد; حیوان در حال آموزش.

عبارات و ترکیب‌ها

student trainee

دانشجو کارآموز

trainee program

برنامه کارآموزی

management trainee

کارآموز مدیریت

جملات نمونه

That trainee is executive timber.

آن کارآموز چوب اجرایی است.

he was engaged as a trainee copywriter.

او به عنوان یک دستیار کپی رایتور استخدام شد.

Few of the trainee footballers make it to the top.

تعداد کمی از بازیکنان فوتبال در حال آموزش به اوج می‌رسند.

He joined the company as a graduate trainee.

او به عنوان یک کارآموز فارغ‌التحصیل به شرکت پیوست.

He started work as a trainee chef.

او به عنوان یک سرآشپز کارآموز شروع به کار کرد.

he was teaching trainees to paddle canoes.

او در حال آموزش کایاک سواری به کارآموزان بود.

The new trainee promises well.

کارآموز جدید خوب پیش‌بینی می‌کند.

The trainees were put through an assault course.

کارآموزان در یک مسیر حمله قرار گرفتند.

bingo, she leapfrogged into a sales trainee position.

بينگو، او از روي سر ديگران گذشت و به سمت يك موقعيت آموزش‌ديده فروش رفت.

We watched the trainee waiters going through their paces.

ما شاهد کارآموزان پذیرایی بودیم که در حال انجام مراحل خود بودند.

Very few of the trainees have stayed the course.

تعداد بسیار کمی از کارآموزان مسیر را طی کرده‌اند.

The trainee checked out all right on his first flight.

کارآموز در اولین پرواز خود به خوبی بررسی شد.

the trainees were coaxed into doing hard, boring work.

به کارآموزان متقاعد شدند که کار سخت و خسته کننده انجام دهند.

trainee librarians decide how a set of misfiled cards could be sequenced.

متصدیان کتابخانه در حال آموزش تصمیم می‌گیرند که چگونه مجموعه ای از کارت‌های نامرتب را می‌توان به ترتیب مرتب کرد.

To train and supervise trainee test operators on engine testing, boroscope inspection and test cell maintenance.

برای آموزش و نظارت بر اپراتورهای آزمایشی آموزش‌دیده در مورد آزمایش موتور، بازرسی بورسکوپ و نگهداری سلول آزمون.

The teachers are all happy that the trainees have checked out all right.

معلمان از اینکه کارآموزان به خوبی بررسی شده‌اند خوشحال هستند.

She was already upset about not getting the job, but when they gave it to one of her own trainees it really rubbed salt into the wound.

او از نگرفتن شغل از قبل ناراحت بود، اما وقتی آن را به یکی از کارآموزان خود دادند، واقعاً نمک به زخم پاشید.

MDP is the abbreviative of Management development program, all trainees are mainly from graduated university students, MBA or the managers with rich experience in retail.

MDP مخفف برنامه توسعه مدیریت است، همه کارآموزان عمدتاً از دانشجویان فارغ التحصیل دانشگاهی، MBA یا مدیران با تجربه غنی در خرده فروشی هستند.

نمونه‌های واقعی

There're local trainees and other local consultants that we work with.

ما با کارآموزان و مشاوران محلی دیگر همکاری می کنیم.

منبع: VOA Standard English - Health

All right. You are receiving training, so you're a trainee.

باشه. شما در حال آموزش هستید، بنابراین شما یک کارآموز هستید.

منبع: Six-Minute Basic Vocabulary

Did you get a diploma at the end of your trainee period?

آیا شما در پایان دوره کارآموزی خود مدرک دریافت کردید؟

منبع: Cambridge IELTS Listening Actual Test 13

At the EWN trainees take part in a four week English programme.

در EWN، کارآموزان در یک برنامه انگلیسی چهار هفته ای شرکت می کنند.

منبع: Global Slow English

The trainees have to work hard for their dream all week long.

کارآموزان باید برای رسیدن به رویای خود تمام هفته تلاش کنند.

منبع: Environment and Science

Only a small percentage of the trainees actually achieve the MLB dream.

فقط درصد کمی از کارآموزان در واقع به رویای MLB دست می یابند.

منبع: Vox opinion

Trainees should be invited to relate new ideas to their past experiences.

از کارآموزان خواسته شود که ایده های جدید را با تجربیات گذشته خود مرتبط کنند.

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

Trainee doctors who suffer from imposter syndrome have a better bedside manner.

پزشکان کارآموزی که از سندرم خودشیفتگی رنج می برند، رفتار بهتری در کنار تخت دارند.

منبع: Reading of foreign publications.

There was no guarantee that he would even get the trainee job.

هیچ تضمینی وجود نداشت که حتی بتواند شغل کارآموزی را بدست آورد.

منبع: The legendary stories of business tycoons.

Well-behaved until " Flash" the trainee guide dog caused BBC weatherperson Carol Kirkwood to face plant.

خوب رفتار می کرد تا اینکه "فلش" سگ راهنمای کارآموز باعث شد کارشناس هواشناسی بی بی سی، کارول کیرک وود، صورتش به زمین بخورد.

منبع: CNN 10 Student English September 2021 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید