intern

[ایالات متحده]/'ɪntɜːn/
[بریتانیا]/'ɪntɝn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پزشک مقیم
vt. بازداشت کردن، محبوس کردن

عبارات و ترکیب‌ها

internship

کارآموزی

جملات نمونه

Interns will rotate through the various departments.

کارآموزان در بخش‌های مختلف دوره کارآموزی خواهند داشت.

These soldiers were interned in a neutral country until the war was over.

این سربازان تا پایان جنگ در یک کشور بی‌طرف اسکان داده شدند.

observed politics in the rough when working as an intern on Capitol Hill.

در حالی که به عنوان کارآموز در تپه کاپیتول کار می‌کردند، سیاست را به صورت خشن مشاهده کردند.

The interns spent the first month in the internal medical ward and the next month in the srugical ward.

کارآموزان ماه اول را در بخش داخلی بیمارستان و ماه بعد را در بخش جراحی سپری کردند.

He was interned but,as he was in no way implicated in war crimes,was released.

او تبعید شد اما از آنجایی که به هیچ وجه در جنایات جنگی دخیل نبود، آزاد شد.

Intern: Generally I would look for some lethargy and disorientation. Also asterixis, increased clonus ,and possibly a Babinski.

کارآموز: به طور کلی، به دنبال بی‌حالی و سردرگمی می‌گردم. همچنین، رعشه، افزایش کلونوس و احتمالاً نشان بابینسکی.

نمونه‌های واقعی

Nagasaki, being interned in a Japanese prison.

نجاگا، در حال حبس در یک زندان ژاپنی.

منبع: Great Big Story | New Releases

I thought she's meeting with her new intern.

فکر کردم او در حال ملاقات با کارآموز جدیدش است.

منبع: Selected Film and Television News

I was an intern at the songbird summer playhouse.

من در کارآموزی در خانه بازی تابستانی Songbird بودم.

منبع: Modern Family - Season 02

Also if you are an intern.

همچنین اگر شما یک کارآموز هستید.

منبع: IELTS Speaking Preparation Guide

In the studio with me is Learning English intern Olivia.

در استودیو با من، کارآموز آموزش زبان انگلیسی الیویا است.

منبع: VOA Special October 2019 Collection

Yeah. I remember this case when I was an intern.

بله. من این مورد را به یاد دارم که من یک کارآموز بودم.

منبع: Desperate Housewives Season 7

I'll get a half a dozen interns from the office.

من شش کارآموز از دفتر خواهم گرفت.

منبع: Billions Season 1

Oh, James. I want to introduce you to our new intern... Mike.

اوه، جیمز. می‌خواهم شما را به کارآموز جدیدمان معرفی کنم... مایک.

منبع: Super Girl Season 2 S02

Yeah, I'm not sure it was my destiny to be an intern.

بله، مطمئن نیستم که قرار باشد من یک کارآموز باشم.

منبع: Super Girl Season 2 S02

She met Wu, who was an intern at the time, purely by chance.

او با وو ملاقات کرد که در آن زمان یک کارآموز بود، به طور تصادفی.

منبع: Intermediate English short passage

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید