transversed the river
از رود عبور کرد
transversed the path
از مسیر عبور کرد
transversed the terrain
از زمین عبور کرد
transversed the landscape
از منظره عبور کرد
transversed the distance
از فاصله عبور کرد
transversed the forest
از جنگل عبور کرد
transversed the field
از مزرعه عبور کرد
transversed the city
از شهر عبور کرد
transversed the bridge
از پل عبور کرد
transversed the valley
از دره عبور کرد
the river transversed the valley, creating a stunning landscape.
رودخانه از میان دره عبور میکرد و چشماندازی خیرهکننده ایجاد مینمود.
she transversed the crowded market in search of fresh produce.
او در جستجوی محصولات تازه، بازار شلوغ را پیمایش کرد.
he transversed the difficult terrain with great skill.
او با مهارت فراوان، زمین دشوار را پیمایش کرد.
the hikers transversed the mountain range over several days.
گردشگران در طول چند روز، رشته کوه را پیمایش کردند.
the artist transversed different styles throughout her career.
هنرمند در طول دوران حرفهای خود، سبکهای مختلفی را پیمایش کرد.
they transversed the city by bike to explore its hidden gems.
آنها با دوچرخه شهر را پیمایش کردند تا از نقاط پنهان آن دیدن کنند.
the story transversed time and space, captivating the audience.
داستان از زمان و مکان عبور کرد و مخاطبان را مجذوب خود کرد.
he transversed the complexities of the legal system with ease.
او به راحتی پیچیدگیهای سیستم حقوقی را پیمایش کرد.
during the journey, they transversed various cultures and traditions.
در طول سفر، آنها از فرهنگها و سنتهای مختلف عبور کردند.
the train transversed the countryside, offering beautiful views.
قطار از میان حومه شهر عبور میکرد و مناظر زیبایی را ارائه میداد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید