treated

[ایالات متحده]/tri:tid/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فرآوری شده; تصفیه شده; با دقت مراقبت شده

عبارات و ترکیب‌ها

well treated

به خوبی رفتار شده

be treated as

به عنوان درمان داده شود

treated water

آب تصفیه شده

heat treated

حرارت داده شده

treated steel

فولاد تصفیه شده

جملات نمونه

Rab was treated like a dog.

راب مثل یک سگ مورد معامله قرار گرفت.

cattle to be treated for warble fly.

گاوها برای درمان انگل زنبورک باید درمان شوند.

treated their grandchildren with fond indulgence.

آنها با عشق و علاقه نوه های خود را در آغوش گرفتند.

they were treated as social pariahs.

آنها به عنوان طعنه های اجتماعی مورد معامله قرار گرفتند.

They treated us white.

آنها ما را سفید رفتار کردند.

treated the matter as a joke.

آن موضوع را به عنوان یک شوخی مورد معامله قرار دادند.

treated herself to a day in the country.

خود را به یک روز در روستا سپردند.

treated malaria with quinine.

مالاریا را با داروی کوینین درمان کردند.

Everyone should be treated with justice.

هر کسی باید با عدالت مورد معامله قرار گیرد.

He treated the animal cruelly.

او با بی‌رحمی با حیوان رفتار کرد.

They should not be treated only as amusements.

آنها نباید فقط به عنوان سرگرمی مورد معامله قرار گیرند.

He was treated with disdain.

او با او مثل یک VIP رفتار کرد.

They treated me as their own child.

آنها با من مثل فرزند خودشان رفتار کردند.

He treated me with friendliness.

او با من با دوستی رفتار کرد.

He was treated without mercy.

او بدون دلسوزی مورد معامله قرار گرفت.

They treated him like a VIP.

او را مثل یک VIP رفتار کردند.

The doctor treated him for convulsions.

پزشک او را برای تشنج درمان کرد.

He treated me with indifference.

او با بی‌تفاوتی با من رفتار کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید