trustfully yours
با اعتماد قلبی
trustfully believe
با اعتماد قلبی باور کنید
trustfully accept
با اعتماد قلبی بپذیرید
trustfully follow
با اعتماد قلبی دنبال کنید
trustfully share
با اعتماد قلبی به اشتراک بگذارید
trustfully communicate
با اعتماد قلبی ارتباط برقرار کنید
trustfully support
با اعتماد قلبی حمایت کنید
trustfully engage
با اعتماد قلبی مشارکت کنید
trustfully connect
با اعتماد قلبی ارتباط برقرار کنید
trustfully invest
با اعتماد قلبی سرمایه گذاری کنید
she spoke trustfully about her hopes and dreams.
او با اعتماد کامل درباره امیدها و رویاهایش صحبت کرد.
he trustfully shared his secrets with his best friend.
او با اعتماد کامل رازهای خود را با بهترین دوستش در میان گذاشت.
they trustfully relied on each other during tough times.
آنها در زمانهای سخت با اعتماد به یکدیگر تکیه کردند.
trustfully, she accepted his apology without hesitation.
با اعتماد کامل، او عذرخواهی او را بدون معطلی پذیرفت.
the child looked up at her trustfully, seeking reassurance.
کودک با اعتماد به او نگاه کرد و به دنبال اطمینان بود.
he trustfully followed the advice of his mentor.
او با اعتماد کامل از توصیه مربی خود پیروی کرد.
she trustfully entered the new relationship, hoping for the best.
او با اعتماد کامل وارد رابطه جدید شد و امیدوار بود که بهترین اتفاق بیفتد.
they trustfully invested in the startup, believing in its vision.
آنها با اعتماد به خود در استارتاپ سرمایه گذاری کردند و به چشم انداز آن ایمان داشتند.
he looked at her trustfully, knowing she would help.
او با اعتماد به او نگاه کرد، می دانست که او کمک خواهد کرد.
trustfully, she handed over her resume to the recruiter.
با اعتماد کامل، او رزومه خود را به استخدام کننده تحویل داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید