uncle

[ایالات متحده]/'ʌŋk(ə)l/
[بریتانیا]/'ʌŋkl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. برادر پدر، برادر مادر، شوهر خواهر پدر، شوهر خواهر مادر

عبارات و ترکیب‌ها

my uncle

عموی من

favorite uncle

عموی مورد علاقه

your uncle

عموی شما

uncle sam

عمو سام

uncle tom

عمو تام

uncle tom's cabin

کلبه تام ارل

bob's your uncle

عموی باب

dutch uncle

خاله یا عمه هلندی

جملات نمونه

Uncle's gone doolally again.

عموی من دوباره دیوانه شده است.

Uncle Albert was soon puffing and blowing.

عمو آلبرت به زودی شروع به دود کردن و دمیدن کرد.

His uncle is now on the Board.

عموی او اکنون در هیئت مدیره است.

His uncle chose to settle in the countryside.

عموی او تصمیم گرفت در حومه شهر ساکن شود.

"Clearly, Uncle Tom is a very stupid person."

"واضح است که عمو تام شخص بسیار احمقی است."

Uncle's birthday is coming soon.

تولد عموی من به زودی است.

bought his uncle's business.

صاحب کسب و کار عموی خود شد.

My uncle is my nearest relative.

عموی من نزدیک‌ترین خویشاوند من است.

I'll go to see your uncle presently.

من به زودی برای دیدن عموی شما خواهم رفت.

We always thought that Uncle George was a little touched.

ما همیشه فکر می‌کردیم که عموی جورج کمی عجیب است.

you were at outs with my uncle Ned.

شما با عموی من ند اختلاف داشتید.

Your uncle asked after you.

عموی شما از شما پرسید.

He'll be at his uncle's till next Friday.

او تا جمعه آینده در محل کار عموی خود خواهد بود.

He owed $20 000 in tax to Uncle Sam.

او 20000 دلار مالیات به عموی سم بدهکار بود.

I'm out makin' some|sweet moola with Uncle Rico.

من بیرون هستم و با عموی ریکو پول بدست می‌آورم.

Her uncle was a silent, uncommunicative Yankee farmer.

عموی او یک کشاورز یانکی ساکت و غیرقابل ارتباط بود.

What has become of your uncle?

عموی شما چه سرنوشتی داشته است؟

Uncle Dick is very good at caring for sick animals.

عموی دیک در مراقبت از حیوانات بیمار بسیار خوب است.

Tom came into a fortune when his uncle died.

تام وقتی عموی او فوت کرد، به یک ثروت رسید.

نمونه‌های واقعی

The man in blue is my uncle.

مرد آبی، عموی من است.

منبع: New English 900 Sentences (Basic Edition)

She's Mrs Reed, my uncle's wife.

خانم رید، همسر عموی من است.

منبع: Jane Eyre (Abridged Version)

And this is my uncle Sid. - Hi.

و این عموی من، سید است. - سلام.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 2

The man in a shirt is my uncle.

مرد با پیراهن، عموی من است.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book One.

Haley, he is the best uncle there is.

هالی، او بهترین عمویی است که وجود دارد.

منبع: Modern Family - Season 07

Uh, that baby happens to be my uncle.

اممم، آن نوزاد اتفاقاً عموی من است.

منبع: Modern Family - Season 05

25 minutes, 180 degrees, Bob's your uncle.

25 دقیقه، 180 درجه، باب عموی شماست.

منبع: BBC documentary "Mom's Home Cooking"

George arrives in disguise and murders his uncle.

جرج با لباس مبدل می‌رسد و عموی خود را به قتل می‌رساند.

منبع: Crash Course in Drama

But I was gonna be an uncle.

اما قرار بود من عموی آنها باشم.

منبع: Mom Season 1

My uncle Mike Parrish, my uncle Jerome.

عموی من، مایک پریش، عموی من، جروم.

منبع: NBA Star Speech Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید