next of kin
خویشاوندان بعدی
kinship
نسبت
kinfolk
خانواده
kinship bond
پیوند خویشاوندی
kin selection
انتخاب خویشاوداری
distant kin
خویشاوندان دور
kinship network
شبکه خویشاوندی
of kin
از خویشاوندان
kith and kin
خانواده و دوستان
he was kin to the brothers.
او با برادران نسبت خانوادگی داشت.
his kin are entrepreneurs.
خانواده او کارآفرین هستند.
What kin is he to you?
او چه نسبت خانوادگی با شما دارد؟
the relative unimportance of wider kin ties in British culture.
اهمیت نسبی پیوندهای گسترده خانوادگی در فرهنگ بریتانیا.
Better be blamed by our kith and kin,than be kissed by the enemy.
بهتر است توسط اقوام و خویشان خود سرزنش شوید تا توسط دشمن مورد لطف قرار بگیرید.
The hospital need to contact her next of kin—she is very ill indeed.
بیمارستان باید با نزدیکترین خویشاوندان او تماس بگیرد - او واقعاً بسیار بیمار است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید