unctuous

[ایالات متحده]/ˈʌŋktjuəs/
[بریتانیا]/ˈʌŋktʃuəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. چرب؛ غیر صادق؛ زبان چرب

جملات نمونه

He made an unctuous assurance.

او یک اطمینان اغراق‌آمیز و متظاهرانه به دست آورد.

an unctuous, ingratiating manner.

یک رفتار چاپلوسانه و تملق‌آمیز.

a smarmy, unctuous reply.

پاسخی چاپلوسانه و اغراق‌آمیز.

oleaginous flattery.See Synonyms at unctuous

تملق چرب. به مترادف‌ها در unctuous مراجعه کنید

He speaks in unctuous tones.

او با لحنی چاپلوسانه صحبت می‌کند.

an ambitious and unctuous assistant;

یک دستیار جاه طلب و چاپلوس;

he seemed anxious to please but not in an unctuous way.

او به نظر می‌رسید که مضطرب است تا خوشایند باشد اما نه به روشی چرب.

نمونه‌های واقعی

It's fruity and spiced and sweet, but also unctuous.

این میوه ای، ادویه دار و شیرین است، اما همچنین غلیظ و چرب.

منبع: Gourmet Base

And it kinda goes really toffee-like, really unctuous, really scrumptious, and it's amazing.

و تقریباً به حالت کره‌ای درمی‌آید، واقعاً غلیظ و چرب، واقعاً خوشمزه و فوق‌العاده است.

منبع: Make healthy meals with Jamie.

His voice was rather deep and unctuous.

صدای او نسبتاً عمیق و غلیظ بود.

منبع: The Mystery of Styles Court

The undertaker answered his questions in an oily, unctuous voice.

مرد تدفین جسد به سوالات او با صدایی روغنی و غلیظ پاسخ داد.

منبع: The heart is a lonely hunter.

Martin Poyser's large person shook with his silent unctuous laugh.

شخص بزرگ مارتین پویزر با خنده خاموش و غلیظش به لرزه افتاد.

منبع: Adam Bede (Volume Four)

He at first knit his brows; then smiled with more unctuous benignity than ever.

ابتدا اخم کرد؛ سپس با مهربانی و غلیظی بیشتر از همیشه لبخند زد.

منبع: Seven-angled Tower (Part 1)

Thus, though his manners were unctuous and soft outwardly, Monsieur Grandet's nature was of iron.

بنابراین، اگرچه رفتارش از بیرون غلیظ و ملایم بود، طبیعت آقای گراندت از آهن بود.

منبع: Eugénie Grandet

" I have, sir, " he said, and although his voice was very scared, Harry could still hear the familiar unctuous note in it.

«من دارم، قربان،» گفت و اگرچه صدای او بسیار ترسیده بود، هری هنوز می‌توانست لحن آشنای غلیظ را در آن بشنود.

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

This bacon butter and this Kraft Singles is gonna give the fatty, unctuous flavor that his patty needs because it's grass fed.

کره خوک و پنیر تک نفره کرفت به گوشت چربی و غلیظی که همبرگر او به آن نیاز دارد، طعم می‌دهد، زیرا علف خوران است.

منبع: Kitchen Deliciousness Competition

You basically make a lemon syrup and you pour it into the sponge whilst it's hot, and it absorbs and makes the whole thing so unctuous.

در اصل شما شربت لیمو درست می‌کنید و آن را روی اسفنج در حالی که داغ است می‌ریزید و آن را جذب می‌کند و باعث می‌شود کل آنقدر غلیظ و چرب شود.

منبع: Gourmet Base

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید