unpredictably changing
به طور غیرقابل پیش بینی در حال تغییر
unpredictably fast
به طور غیرقابل پیش بینی سریع
unpredictably late
به طور غیرقابل پیش بینی دیر
unpredictably bright
به طور غیرقابل پیش بینی روشن
unpredictably high
به طور غیرقابل پیش بینی بالا
unpredictably low
به طور غیرقابل پیش بینی پایین
unpredictably volatile
به طور غیرقابل پیش بینی ناپایدار
unpredictably wild
به طور غیرقابل پیش بینی وحشی
unpredictably random
به طور غیرقابل پیش بینی تصادفی
unpredictably diverse
به طور غیرقابل پیش بینی متنوع
life can change unpredictably, so be prepared.
زندگی میتواند به طور غیرقابل پیشبینی تغییر کند، بنابراین آماده باشید.
the weather can turn unpredictably during the summer.
هوا ممکن است در طول تابستان به طور غیرقابل پیشبینی تغییر کند.
his mood swings unpredictably, making it hard to communicate.
حالت او به طور غیرقابل پیشبینی تغییر میکند و ارتباط برقرار کردن را دشوار میکند.
success can come unpredictably, so keep working hard.
موفقیت میتواند به طور غیرقابل پیشبینی حاصل شود، بنابراین به تلاش خود ادامه دهید.
market trends can shift unpredictably, affecting investments.
روندهای بازار میتوانند به طور غیرقابل پیشبینی تغییر کنند و بر سرمایهگذاریها تأثیر بگذارند.
children's behavior can change unpredictably, requiring patience.
رفتار کودکان میتواند به طور غیرقابل پیشبینی تغییر کند و نیاز به صبر دارد.
technology evolves unpredictably, impacting our daily lives.
فناوری به طور غیرقابل پیشبینی تکامل مییابد و بر زندگی روزمره ما تأثیر میگذارد.
relationships can develop unpredictably, bringing joy or challenges.
روابط میتوانند به طور غیرقابل پیشبینی شکل بگیرند و شادی یا چالشهایی را به همراه داشته باشند.
his decisions were made unpredictably, often surprising everyone.
تصمیمات او به طور غیرقابل پیشبینی گرفته میشد و اغلب همه را شگفتزده میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید