randomly

[ایالات متحده]/'rændəmli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به صورت دلخواه؛ بدون الگوی خاص یا هدف؛ بدون برنامه‌ریزی.

جملات نمونه

We randomly assigned patients to undergo endoscopic trans ampullary drainage of the pancreatic duct or operative pancreaticojejunostomy.

ما به طور تصادفی بیماران را برای انجام زهکشی آندوسکوپی از طریق مجرای پانکراس یا پانکراآتوجوناستومی جراحی تعیین کردیم.

She starts at some intersection and goes down a randomly chosen passage, unreeling the string.

او از یک تقاطع شروع می‌کند و از یک مسیر تصادفی پایین می‌رود و ریسمان را باز می‌کند.

Histologically, MGA consists small round glands with open lumens, distributed mostly randomly in a hypocellular dense collagenous or fatty stroma.

به لحاظ هیستولوژیک، MGA از غدد کوچک گرد با منافذ باز تشکیل شده است که بیشتر به طور تصادفی در استروم ضخیم و غنی از کلاژن یا چربی توزیع شده اند.

Tertiary veins are percurrent and randomly reticulate, occasionally percurrent or ad-medial.Highest vein order is 4° or 5°.

رگ‌های فرعی از نوع گذرنده بوده و به صورت شبکه‌ای و تصادفی، گاهی گذرنده یا آدو-می دیال هستند. بالاترین درجه رگ‌ها 4 یا 5 درجه است.

Method:94 patients meeting criteria for insomnia were randomly assigned into zopiclone group and alprazolam group,treated for 4 weeks.

روش: 94 بیمار که شرایط بی‌خوابی را داشتند به طور تصادفی به گروه زوکلون و گروه آلپرازولام اختصاص داده شدند و به مدت 4 هفته درمان شدند.

90cases of puberal functional uterine bleeding were randomly divided into 60 cases in the treatment group and 30 cases in the control group.

90 مورد خونریزی رحمی عملکردی نوجوانی به طور تصادفی به 60 مورد در گروه درمان و 30 مورد در گروه کنترل تقسیم شدند.

METHODS: A total of 6 013 prescriptions were randomly sampled and analyzed aggregately by induction and tabulation based on the statistical method.

روش‌ها: در مجموع 6013 نسخه به طور تصادفی نمونه‌برداری و با استفاده از روش استنباط و جدول‌بندی به طور جمعی تجزیه و تحلیل شدند.

Method:Subjects were randomly enrolled into three groups: risperidone group, combination of risperidone and benzhexol group and combination of risperdone and alprazolam group.

روش: شرکت کنندگان به طور تصادفی در سه گروه ثبت نام شدند: گروه ریسپریدون، ترکیبی از ریسپریدون و بنز هگزول و ترکیبی از ریسپردون و آلپرازولام.

The Canadian researchers randomly assigned about half of the addicts to receive methadone and the other half to receive daily injections of diacetylmorphine, the active ingredient in heroin.

محققان کانادایی به طور تصادفی حدود نیمی از معتادان را برای دریافت متادون و نیم دیگر را برای دریافت تزریق روزانه دی‌اسیتیل‌مورفین، ماده فعال موجود در هروئین، انتخاب کردند.

Methods:63 patients with depression were randomly divided into the treatment groups of paroxetine or imipramine for 6 weeks.HAMD were adopted to evaluate the therapeutie effect.

روش: 63 بیمار مبتلا به افسردگی به طور تصادفی به گروه‌های درمانی پراکستین یا ایمی پرامین برای 6 هفته تقسیم شدند. از HAMD برای ارزیابی اثر درمانی استفاده شد.

Method Fourty mice were divided randomly into control group and stress group,detected phogocytic rate,phagocytic index and ingestive index by mice phagocytic method within body.

روش: چهل موش به طور تصادفی به گروه کنترل و گروه استرس تقسیم شدند، نرخ فاگوسیتی، شاخص فاگوسیتی و شاخص بلع توسط روش فاگوسیتی موش در داخل بدن شناسایی شد.

Speckled lentiginous nevus is characterized by a tan or light brown background patch on which more darkly pigmented macules or papules are randomly distributed.

زگیل لنتیجینوس دانه دار با یک لکه پس زمینه برنزه یا قهوه ای روشن مشخص می شود که لکه های رنگدانه یا پاپول های تیره تر به طور تصادفی توزیع شده اند.

A numerical method for the T matrix approach of light scattering by randomly oriented and axially symmetric nonspherical particles performed in PC machine is presented first.

ابتدا یک روش عددی برای رویکرد ماتریس T از پراکندگی نور توسط ذرات غیر کروی با جهت‌گیری تصادفی و تقارن محوری که در ماشین PC انجام می‌شود، ارائه می‌شود.

Method: Animal model of partial patellectomy in 16 mature female New Zealand White rabbits (18-week-old) were established and randomly classified into 2 groups.

روش: مدل حیوانی پت‌لاکتومی جزئی در 16 خرگوش بالغ ماده نیوزیلند سفید (18 هفته) ایجاد شد و به طور تصادفی به 2 گروه تقسیم شدند.

Methods: We selected 30 patients with MA randomly then analyzed the changes of peripheral blood maps and stainable iron in morbid granular cells and macrophages of these patients.

روش‌ها: ما به طور تصادفی 30 بیمار مبتلا به MA را انتخاب کردیم و سپس تغییرات نقشه‌های خون محیطی و آهن قابل انعکاس در سلول‌های دانه‌ای بیمار و ماکروفاژهای این بیماران را تجزیه و تحلیل کردیم.

Methods Eight hundred metres fast walking on a flat ground and semisupine cycling exercise test were performed in 18 patients randomly programmed to VVIR or VVI pacing mode and compared.

روش‌ها: هشتاد متر پیاده‌روی سریع روی زمین صاف و تست ورزش دوچرخه‌سواری نیمه‌افقی در 18 بیمار که به طور تصادفی برای حالت ضربان‌گذاری VVIR یا VVI برنامه‌ریزی شده بودند، انجام شد و مقایسه شد.

نمونه‌های واقعی

26. The grandson branded the brandy randomly.

۲۶. نوه به طور تصادفی برند برندی را علامت گذاری کرد.

منبع: Remember 7000 graduate exam vocabulary in 16 days.

However, you can have a clot that comes out randomly.

با این حال، ممکن است لخته ای وجود داشته باشد که به طور تصادفی خارج شود.

منبع: Connection Magazine

Private-equity firms do not purchase newspapers randomly.

شرکت های سهام خصوصی به طور تصادفی روزنامه ها را خریداری نمی کنند.

منبع: The Economist (Summary)

What causes our nose to randomly bleed?

چه چیزی باعث می شود بینی ما به طور تصادفی خونریزی کند؟

منبع: One Hundred Thousand Whys

This is typically due to an uninhibited detrusor muscle that contracts randomly.

این معمولاً به دلیل عضله مثانه غیرمحدود است که به طور تصادفی منقبض می شود.

منبع: Osmosis - Urinary

Typically, they follow some sort of order and things won't be put in randomly.

معمولاً آنها نوعی نظم را دنبال می کنند و چیزها به طور تصادفی قرار داده نمی شوند.

منبع: TOEFL Reading Preparation Guide

That is not plausibly randomly sampled evidence.

این شواهد نمونه گیری تصادفی نیست.

منبع: TED Talks (Audio Version) June 2015 Collection

They appear randomly, often in the most tantalizing fashion.

آنها به طور تصادفی ظاهر می شوند، اغلب به شیوه ای وسوسه انگیز.

منبع: A Brief History of Everything

And I just randomly asked, hey dad.

و من فقط به طور تصادفی پرسیدم، ای پدر.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

They monitored almost 5,600 randomly selected households.

آنها تقریباً 5600 خانوار به طور تصادفی انتخاب شده را رصد کردند.

منبع: Science in 60 Seconds Listening Collection July 2014

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید