unprocessed

[ایالات متحده]/ʌn'prəusest/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. در حالت اصلی خود، به ویژه اشاره به غذا یا موادی که درمان یا تغییر نیافته‌اند.

جملات نمونه

unprocessed liquid waste from a nuclear power station

فاضلاب غیر فرآوری شده از یک نیروگاه هسته ای

unprocessed food is better for your health

غذاهای غیر فرآوری شده برای سلامتی شما بهتر هستند

she prefers unprocessed ingredients in her cooking

او ترجیح می دهد در آشپزی خود از مواد اولیه غیر فرآوری شده استفاده کند

unprocessed data can be difficult to analyze

تجزیه و تحلیل داده های غیر فرآوری شده می تواند دشوار باشد

the unprocessed film needs to be developed

فیلم غیر فرآوری شده باید توسعه یابد

unprocessed materials are used in this factory

مواد غیر فرآوری شده در این کارخانه استفاده می شوند

unprocessed emotions can lead to misunderstandings

احساسات غیر فرآوری شده می تواند منجر به سوء تفاهم شود

unprocessed sewage can harm the environment

فاضلاب غیر فرآوری شده می تواند به محیط زیست آسیب برساند

the unprocessed wool is soft and natural

پشم غیر فرآوری شده نرم و طبیعی است

unprocessed documents need to be reviewed

اسناد غیر فرآوری شده باید بررسی شوند

unprocessed coffee beans have a stronger flavor

دانه‌های قهوه غیر فرآوری شده طعم قوی‌تری دارند

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید