elegant and refined
شیک و ظریف
refined taste
سلیقهٔ ظریف
refined oil
روغن تصفیه شده
refined salt
نمک تصفیه شده
refined sugar
شکر تصفیه شده
refined naphthalene
نافیلین تصفیه شده
refined product
محصول تصفیه شده
refined copper
مس تصفیه شده
refined grain
غلهٔ تصفیه شده
She has a refined taste in art.
او ذائقهٔ هنری ظریفی دارد.
He is known for his refined manners.
او به خاطر رفتارهای مؤدبانه و باوقارش معروف است.
The chef used refined techniques to create the dish.
سرآشپز از تکنیکهای ظریف برای تهیه غذا استفاده کرد.
Her refined beauty captivated everyone in the room.
زیبایی ظریف او همه را در اتاق مسحور کرد.
The hotel offers refined accommodations for its guests.
هتل اقامتگاههای ظریف برای مهمانان خود ارائه میدهد.
He spoke with a refined accent.
او با لهجهای ظریف صحبت کرد.
She wore a dress made of refined silk.
او لباسی از ابریشم ظریف پوشیده بود.
The painting displayed refined details.
نقاشی جزئیات ظریفی را نشان میداد.
His refined sense of humor always made people laugh.
حس شوخطبعی ظریف او همیشه مردم را میخنداند.
The jewelry was crafted with refined precision.
جواهرات با دقت ظریف ساخته شده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید