unspecific

[ایالات متحده]/ʌnspɪ'sɪfɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیر خاص، فاقد جزئیات، نامشخص.

جملات نمونه

he was unspecific about his relationship with Marian.

او در مورد رابطه اش با ماریان غیرمشخص بود.

Since man's biological equipment is unspecialized and unspecific, human beings inhabit a sociocultural environment which they have to construct.

از آنجایی که تجهیزات بیولوژیکی انسان غیرمتخصص و غیرمشخص است، انسان‌ها در یک محیط فرهنگ-اجتماعی زندگی می‌کنند که باید آن را بسازند.

The instructions were too unspecific for me to follow.

دستورالعمل‌ها برای من بیش از حد غیرمشخص بودند تا بتوانم آن‌ها را دنبال کنم.

She gave me unspecific directions to the restaurant.

او مسیر غیرمشخصی به رستوران به من داد.

The job description was very unspecific.

توضیحات شغلی بسیار غیرمشخص بود.

He provided unspecific answers to our questions.

او به سوالات ما پاسخ‌های غیرمشخص داد.

The contract was full of unspecific terms.

قرارداد پر از شرایط غیرمشخص بود.

The speech was too unspecific and lacked concrete examples.

سخنرانی بیش از حد غیرمشخص بود و فاقد مثال‌های مشخص بود.

The teacher's feedback was unspecific and unhelpful.

بازخورد معلم غیرمشخص و بی‌فایده بود.

The email was unspecific about the meeting time.

ایمیل در مورد زمان جلسه غیرمشخص بود.

They were unspecific about the project deadline.

آنها در مورد مهلت پروژه غیرمشخص بودند.

The instructions were intentionally unspecific to allow for flexibility.

دستورالعمل‌ها به طور عمدی غیرمشخص بودند تا امکان انعطاف‌پذیری وجود داشته باشد.

نمونه‌های واقعی

You're kind of looking towards that unspecific time in the future.

شما تا حدودی به آن زمان غیرمشخص در آینده نگاه می کنید.

منبع: Learn speaking with Vanessa.

In a statement, Cardinal O'Brien said that when the allegations against him became public, he initially contested them because they were anonymous and were unspecific in their details.

در بیانیه ای، کاردینال اوبرایان گفت که وقتی این اتهامات علیه او علنی شد، در ابتدا آنها را به چالش کشید زیرا ناشناس بودند و جزئیات آنها غیرمشخص بود.

منبع: BBC Listening Collection March 2013

It could be three blocks, it could be a half a mile, it could be five kilometers;it's a somewhat vague, unspecific term to refer to a part of a street or a road.

ممکن است سه بلوک باشد، ممکن است نیم مایل باشد، ممکن است پنج کیلومتر باشد؛ این یک اصطلاح مبهم و غیرمشخص برای اشاره به بخشی از یک خیابان یا جاده است.

منبع: 2011 ESLPod

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید