vilifies

[ایالات متحده]/ˈvɪlɪfaɪz/
[بریتانیا]/ˈvɪlɪˌfaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل افترا زدن یا بدنام کردن \nv. به کسی افترا زدن یا بدنام کردن

عبارات و ترکیب‌ها

vilifies opponents

مقابلین را تخریب می‌کند

vilifies critics

منتقدان را تخریب می‌کند

vilifies rivals

رقبا را تخریب می‌کند

vilifies leaders

رهبران را تخریب می‌کند

vilifies enemies

دشمنان را تخریب می‌کند

vilifies supporters

طرفداران را تخریب می‌کند

vilifies policies

خط مشی ها را تخریب می‌کند

vilifies actions

اقدامات را تخریب می‌کند

vilifies statements

بیانات را تخریب می‌کند

vilifies behavior

رفتار را تخریب می‌کند

جملات نمونه

he vilifies his opponents to gain support.

او مخالفان خود را تحقیر می‌کند تا از حمایت کسب کند.

the article vilifies the politician for his actions.

مقاله سیاستمدار را به دلیل اقداماتش تحقیر می‌کند.

she vilifies anyone who disagrees with her.

او هر کسی که با او مخالف است را تحقیر می‌کند.

the media often vilifies celebrities for their mistakes.

رسانه‌ها اغلب مشاهیر را به دلیل اشتباهاتشان تحقیر می‌کنند.

his speech vilifies the entire community.

سخنرانی او کل جامعه را تحقیر می‌کند.

they vilify people based on their beliefs.

آنها مردم را بر اساس باورهایشان تحقیر می‌کنند.

the report vilifies the company for its unethical practices.

گزارش شرکت را به دلیل روش‌های غیراخلاقی آن تحقیر می‌کند.

critics vilify the film for its poor storyline.

منتقدان فیلم را به دلیل داستان ضعیف آن تحقیر می‌کنند.

he feels that the media vilifies him unfairly.

او احساس می‌کند که رسانه‌ها به طور ناعادلانه او را تحقیر می‌کنند.

she vilifies her rivals in order to win the competition.

او رقبای خود را تحقیر می‌کند تا در مسابقه پیروز شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید