false slanders
افتراهای نادرست
malicious slanders
افتراهای مخرب
public slanders
افتراهای علنی
unfounded slanders
افتراهای بیاساس
baseless slanders
افتراهای بیدلیل
serious slanders
افتراهای جدی
defamatory slanders
افتراهای افتراآمیز
repeated slanders
افتراهای تکراری
hateful slanders
افتراهای نفرت انگیز
untrue slanders
افتراهای دروغ
he slanders his competitors to gain an advantage.
او برای به دست آوردن برتری، رقبای خود را بدنام میکند.
she was hurt by the slanders spread about her.
او از بدنامیهایی که درباره او منتشر شده بود، آسیب دید.
the slanders against the politician were unfounded.
بدنامیهایی که علیه سیاستمدار مطرح شده بود، بیاساس بودند.
he filed a lawsuit against those who slandered him.
او علیه کسانی که او را بدنام کردند، شکایت کرد.
spreading slanders can damage someone's reputation.
گسترش بدنامیها میتواند به شهرت کسی آسیب برساند.
she refused to respond to the slanders made about her.
او از پاسخ دادن به بدنامیهایی که درباره او مطرح شده بود، امتناع کرد.
his slanders only made the situation worse.
بدنامیهای او فقط اوضاع را بدتر کرد.
the media was accused of slandering the celebrity.
رسانهها متهم شدند که چهره مشهور را بدنام کردهاند.
she felt powerless against the slanders circulating online.
او در برابر بدنامیهایی که به صورت آنلاین منتشر میشدند، احساس ناتوانی میکرد.
he tried to clear his name after the slanders.
او پس از بدنامیها سعی کرد نام خود را پاک کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید