glorifies violence
جَوِی مُقَدَّس کردن خشونت
glorifies war
جَوِی مُقَدَّس کردن جنگ
glorifies fame
جَوِی مُقَدَّس کردن شهرت
glorifies power
جَوِی مُقَدَّس کردن قدرت
glorifies wealth
جَوِی مُقَدَّس کردن ثروت
glorifies success
جَوِی مُقَدَّس کردن موفقیت
glorifies youth
جَوِی مُقَدَّس کردن جوانی
glorifies beauty
جَوِی مُقَدَّس کردن زیبایی
glorifies tradition
جَوِی مُقَدَّس کردن سنت
glorifies heroism
جَوِی مُقَدَّس کردن قهرمانی
his speech glorifies the achievements of the team.
سخنرانی او دستاوردهای تیم را ترویج میکند.
the movie glorifies the heroism of the soldiers.
فیلم از قهرمانی سربازان تجلیل میکند.
she glorifies nature through her beautiful paintings.
او طبیعت را از طریق نقاشیهای زیبا خود تجلیل میکند.
the book glorifies the simple life in the countryside.
کتاب زندگی ساده در روستاها را تجلیل میکند.
many songs glorify love and relationships.
آهنگهای زیادی عشق و روابط را تجلیل میکنند.
his actions glorify the values of honesty and integrity.
عملکرد او ارزشهای صداقت و یکپارچگی را ترویج میکند.
the documentary glorifies the efforts of environmental activists.
مستند تلاشهای فعالان محیط زیست را تجلیل میکند.
some cultures glorify their historical figures and legends.
برخی از فرهنگها چهرهها و افسانههای تاریخی خود را تجلیل میکنند.
art often glorifies the beauty of human emotions.
هنر اغلب زیبایی احساسات انسانی را تجلیل میکند.
the festival glorifies the traditions of the community.
جشنواره سنتهای جامعه را تجلیل میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید