glorifies

[ایالات متحده]/ˈɡlɔːrɪfaɪz/
[بریتانیا]/ˈɡlɔːrɪfaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به شدت ستایش یا احترام گذاشتن؛ چیزی را بهتر از آنچه که هست به نظر آوردن؛ به چیزی جلال دادن

عبارات و ترکیب‌ها

glorifies violence

جَوِی مُقَدَّس کردن خشونت

glorifies war

جَوِی مُقَدَّس کردن جنگ

glorifies fame

جَوِی مُقَدَّس کردن شهرت

glorifies power

جَوِی مُقَدَّس کردن قدرت

glorifies wealth

جَوِی مُقَدَّس کردن ثروت

glorifies success

جَوِی مُقَدَّس کردن موفقیت

glorifies youth

جَوِی مُقَدَّس کردن جوانی

glorifies beauty

جَوِی مُقَدَّس کردن زیبایی

glorifies tradition

جَوِی مُقَدَّس کردن سنت

glorifies heroism

جَوِی مُقَدَّس کردن قهرمانی

جملات نمونه

his speech glorifies the achievements of the team.

سخنرانی او دستاوردهای تیم را ترویج می‌کند.

the movie glorifies the heroism of the soldiers.

فیلم از قهرمانی سربازان تجلیل می‌کند.

she glorifies nature through her beautiful paintings.

او طبیعت را از طریق نقاشی‌های زیبا خود تجلیل می‌کند.

the book glorifies the simple life in the countryside.

کتاب زندگی ساده در روستاها را تجلیل می‌کند.

many songs glorify love and relationships.

آهنگ‌های زیادی عشق و روابط را تجلیل می‌کنند.

his actions glorify the values of honesty and integrity.

عملکرد او ارزش‌های صداقت و یکپارچگی را ترویج می‌کند.

the documentary glorifies the efforts of environmental activists.

مستند تلاش‌های فعالان محیط زیست را تجلیل می‌کند.

some cultures glorify their historical figures and legends.

برخی از فرهنگ‌ها چهره‌ها و افسانه‌های تاریخی خود را تجلیل می‌کنند.

art often glorifies the beauty of human emotions.

هنر اغلب زیبایی احساسات انسانی را تجلیل می‌کند.

the festival glorifies the traditions of the community.

جشنواره سنت‌های جامعه را تجلیل می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید