vindication

[ایالات متحده]/ˌvɪndɪˈkeɪʃn/
[بریتانیا]/ˌvɪndɪˈkeɪʃn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. روشن‌سازی یا تأیید بی‌گناهی یا توجیه؛ دفاع از چیزی در برابر انتقاد یا سوءظن.

جملات نمونه

There is much to be said in vindication of his claim.

بسیار صحبت برای تبرئه ادعای او وجود دارد.

She felt a sense of vindication when her work was finally recognized.

او احساس تبرئه کرد وقتی که کارش سرانجام مورد توجه قرار گرفت.

The court's decision provided vindication for the wrongly accused man.

تصمیم دادگاه تبرئه مردی که به درستی متهم شده بود را فراهم کرد.

His success in the competition was a vindication of all his hard work.

موفقیت او در مسابقه تبرئه‌ای از تمام تلاش‌هایش بود.

The apology from his friend was a vindication of his feelings being hurt.

عذرخواهی دوستش تبرئه‌ای از ناراحتی او بود.

The new evidence provided vindication for the defendant, leading to a retrial.

شواهد جدید تبرئه‌ای برای متهم فراهم کرد و منجر به برگزاری دادگاه مجدد شد.

Receiving the award was a vindication of her talent and dedication.

دریافت جایزه تبرئه‌ای از استعداد و تعهد او بود.

The successful launch of the product was a vindication of the team's efforts.

راه‌اندازی موفقیت‌آمیز محصول تبرئه‌ای از تلاش‌های تیم بود.

The athlete's victory was a vindication of his training regimen.

پیروزی ورزشکار تبرئه‌ای از برنامه تمرینی او بود.

The positive feedback from customers was a vindication of the company's new strategy.

بازخورد مثبت مشتریان تبرئه‌ای از استراتژی جدید شرکت بود.

The exoneration of the wrongly convicted man was a vindication of his innocence.

برائت مردی که به اشتباه محکوم شده بود تبرئه‌ای از بی‌گناهی او بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید