undulate

[ایالات متحده]/ˈʌndjuleɪt/
[بریتانیا]/ˈʌndʒəleɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. به طور نرم و موجی حرکت کردن؛ داشتن شکلی موجی
vt. به حرکت درآوردن به طور نرم و موجی؛ باعث داشتن شکلی موجی شدن
adj. دارای شکلی موجی

جملات نمونه

leaves with undulate margins.

برگ‌هایی با حاشیه‌های موجدار

We soon see a field of wheat undulate in the breeze.

به زودی یک مزرعه گندم را در نسیم می‌بینیم که موجدار حرکت می‌کند.

the sand undulated and was ridged with ripples.

ماهِتای موج‌دار بود و با موج‌ها ناهموار شده بود.

her body undulated to the thumping rhythm of the music.

بدنش با ریتم تپنده موسیقی به رقص درآمد.

The ripe wheat undulated in the breeze like the incoming tide.

گندم رسیده در نسیم مانند جریان ورودی آب در نوسان بود.

The flag undulated in the wind.

پرچم در باد به آرامی حرکت می‌کرد.

The dancer's dress undulated as she moved across the stage.

لباس رقصنده با حرکت او روی صحنه به رقص درآمد.

The snake undulated through the grass.

مار در میان علف‌ها به آرامی حرکت می‌کرد.

The undulating hills stretched out as far as the eye could see.

تپه‌های موجدار تا جایی که چشم می‌دید گسترده شده بودند.

The undulating waves crashed against the shore.

امواج موجدار به ساحل برخورد کردند.

The undulating road made for a scenic drive through the countryside.

جاده‌ی موجدار، رانندگی در طبیعت را بسیار زیبا می‌کرد.

Her voice undulated with emotion as she sang the song.

صدای او با احساسات همراه بود و با آهنگ خواندنش به رقص درآمد.

The undulating melody of the music filled the room.

ملودی موجدار موسیقی اتاق را پر کرد.

The undulating rhythm of the drums got everyone dancing.

ریتم موجدار درام‌ها همه را به رقص واداشت.

The undulating landscape was breathtakingly beautiful.

منظره‌ی موجدار بسیار زیبا و نفس‌گیر بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید