She is a waverer man.
او مردی دودل است.
government whips tried to persuade the waverers back into the fold.
شلاقهای دولتی تلاش کردند تا افراد دودل را به درون جمع بازگردانند.
But come, young waverer, come, go with me, in one respect I'll thy assistant be;
اما بیا، ای جوان دودل، بیا، با من بیا، در یک مورد، من دستیار تو خواهم بود.
It risks emboldening potential waverers around Mr Assad to cling on at the same time as prolonging the catastrophe while extremists come to dominate both sides on the battlefield.
این اقدام خطر این را دارد که افراد مردد و نامطمئن در اطراف آقای اسد را به ماندن در قدرت تشویق کند و در عین حال فاجعه را طولانیتر کند، در حالی که گروههای افراطی هر دو طرف میداندار را در دست بگیرند.
منبع: The Economist - Comprehensiveلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید