hesitator

[ایالات متحده]/[ˈhesɪteɪtə]/
[بریتانیا]/[ˈhezɪteɪtər]/

ترجمه

n. کسی که تردید می‌کند؛ کسی که ناخوشایند یا ناخواسته اقدام کردن است.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

hesitator's dilemma

گیجیت کشیک

جملات نمونه

the hesitant speaker was a notorious hesitor, often pausing mid-sentence.

سخنگوی متردد یک متردد مشهور بود که اغلب در نیمه جمله متوقف می‌شد.

as a hesitor, she struggled to accept the job offer immediately.

به عنوان یک متردد، او در پذیرش پیشنهاد شغلی به طور فوری دچار سختی شد.

his hesitor nature made him miss out on several opportunities.

طبیعت متردد او باعث شد چندین فرصت را از دست بدهد.

we need to encourage the hesitor in our team to voice their opinions.

ما نیاز داریم تا متردد در تیم ما را تشویق کنیم تا نظرات خود را بیان کند.

the hesitor’s long pauses were distracting during the presentation.

مکث‌های طولانی متردد در حین ارائه مداخله‌گر بود.

she’s a natural hesitor when it comes to making big decisions.

او در زمان گرفتن تصمیمات بزرگ یک متردد طبیعی است.

being a hesitor, he spent days debating which car to buy.

به عنوان یک متردد، او روزهای زیادی صرف بحث بر سر اینکه کدام ماشین را بخرد کرد.

the hesitor in the meeting needed gentle prompting to participate.

متردد در جلسه نیاز به تشویق لطیف برای شرکت داشت.

overcoming his hesitor tendencies helped him become a better leader.

پیروزی بر رفتارهای متردد او باعث شد تا به رهبری بهتری دست یابد.

the hesitor’s indecision frustrated the rest of the project team.

ناقطعی متردد باعث ناراحتی بقیه تیم پروژه شد.

she’s a chronic hesitor, always weighing all the options.

او یک متردد مزمن است که همیشه تمام گزینه‌ها را در نظر می‌گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید