wide

[ایالات متحده]/waɪd/
[بریتانیا]/waɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. از لحاظ عرضی دارای وسعت زیاد
adv. به میزان زیادی یا در فاصله‌ای وسیع
n. وسعت عظیم جهان.

عبارات و ترکیب‌ها

wide open

به طور کامل باز

wide range

محدوده وسیع

wide variety

تنوع گسترده

widespread use

استفاده گسترده

wide selection

انتخاب گسترده

wide angle

زاویه باز

wide shot

نمای باز

wide application

کاربرد گسترده

far and wide

دور و نزدیک

wide band

باند پهن

world wide web

شبکه جهان گستر

to the wide

به وسعت

wide area network

شبکه حوزه گسترده

wide knowledge

دانش گسترده

wide strip

نوارهای پهن

wide dynamic range

محدوده دینامیکی گسترده

wide screen

صفحه عریض

wide awake

بیدار و هوشیار

wide acceptance

پذیرش گسترده

wide berth

محل نشستن بزرگ

wide vision

دید گسترده

of wide distribution

توزیع گسترده

wide angle lens

لنز واید

جملات نمونه

a wide road; a wide necktie.

یک جاده وسیع؛ یک یقه گردن پهن.

This is a very wide racecourse.

این یک پیست مسابقه بسیار وسیع است.

a wide, devilish grin.

یک لبخند شیطانی و پهن.

a wide, fast road.

یک جاده پهن و سریع

a wide gape of the jaws.

شکاف گسترده‌ی دهان

a man of wide reading.

مردی با مطالعه گسترده.

a wide spread of ages.

گسترش طیف وسیعی از سنین

a wide range of opinion.

طیف گسترده ای از نظر.

a man of wide information

مردی با اطلاعات گسترده.

an investigation of wide scope

تحقیقات گسترده

The bullet was wide of the mark.

گلوله از هدف دور بود.

The window was wide open.

پنجره کاملاً باز بود.

a wide choice of candidates

انتخاب گسترده ای از نامزدها

a wide range of knowledge

طیف گسترده ای از دانش

a wide price range.

محدوده قیمت گسترده.

نمونه‌های واقعی

The Hatter opened his eyes very wide.

هتر چشم‌های خود را بسیار باز کرد.

منبع: Drama: Alice in Wonderland

4 times wider than Earth is Neptune, a cold blue gas giant 49,500 km wide.

نپتون که 4 برابر از زمین وسیع‌تر است، یک غول گازی آبی سرد با عرض 49,500 کیلومتر است.

منبع: Listening Digest

The valley had a wide flat floor.

دره دارای یک کف صاف و وسیع بود.

منبع: The Hound of the Baskervilles

Tom opened his eyes wide and laughed.

تام چشمان خود را باز کرد و خندید.

منبع: The Great Gatsby (Original Version)

Half a mile high, 100 miles wide.

نیم مایل ارتفاع، 100 مایل عرض.

منبع: America The Story of Us

The course covers a wide variety of topics.

این دوره طیف گسترده‌ای از موضوعات را پوشش می‌دهد.

منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000

Open your mouth up wide for that one.

برای آن یکی دهان خود را کاملاً باز کنید.

منبع: Emma's delicious English

And cut off a strip roughly 5 inches wide.

و یک نوار به عرض تقریباً 5 اینچ برش دهید.

منبع: Time difference of N hours

I'm overwhelmed with a wide range of different slimming products each year.

من هر سال با طیف گسترده‌ای از محصولات لاغری مختلف دست و پنجه نرم می‌کنم.

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

Then open your mouth wide, like this, and start brushing!

سپس دهان خود را کاملاً باز کنید، مثل این، و شروع به مسواک زدن کنید!

منبع: Children's handicraft class

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید