widower

[ایالات متحده]/ˈwɪdəʊə(r)/
[بریتانیا]/ˈwɪdoʊər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بachelor چینی

جملات نمونه

He became a widower after his wife passed away.

او پس از فوت همسرش، بیوه شد.

The widower lived alone in his house.

بیوه در خانه‌اش تنها زندگی می‌کرد.

The widower was still grieving the loss of his spouse.

بیوه هنوز در حال سوگواری برای از دست دادن همسرش بود.

The widower attended a support group for people who had lost their partners.

بیوه در یک گروه حمایتی برای افرادی که همسر خود را از دست داده بودند، شرکت کرد.

The widower found solace in his memories of his late wife.

بیوه در خاطراتش از همسر مرحومش آرامش یافت.

The widower struggled with loneliness after his wife's death.

بیوه پس از مرگ همسرش با تنهایی دست و پنجه نرم کرد.

The widower cherished the time he had spent with his spouse.

بیوه زمانی را که با همسرش گذرانده بود، ارج می‌نهاد.

The widower wore his wedding ring as a tribute to his late wife.

بیوه به یاد همسر مرحومش، حلقه ازدواجش را به دست می‌کرد.

The widower missed his wife's cooking and companionship.

بیوه دلتنگ آشپزی و همراهی همسرش بود.

The widower found comfort in sharing stories of his wife with others.

بیوه با به اشتراک گذاشتن داستان‌هایش از همسرش با دیگران، آرامش یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید