mourning

[ایالات متحده]/'mɔːnɪŋ/
[بریتانیا]/'mɔrnɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. غم یا اندوه، به ویژه به عنوان نشان داده شده با پوشیدن لباس‌های سیاه؛ وسیله‌ای برای حمل یک جسد

عبارات و ترکیب‌ها

deep mourning

غم عمیق

mourning period

دوره عزاداری

expression of mourning

ابراز غم و اندوه

mourning rituals

آداب و رسوم عزاداری

grief and mourning

غم و اندوه و عزاداری

in mourning

در سوگ

جملات نمونه

mourning the death of their daughter

در سوگ مرگ دخترشان

mourning regalia became her.

لباس عزای خاص و عام به او بود.

mourning and depression are not the same thing.

غم و افسردگی یک چیز واحد نیستند.

The court will go into mourning for the late king.

دادگاه برای یادبود پادشاه فقید عزادار خواهد شد.

She was in mourning for her mother.

او برای مادرش عزادار بود.

a day of mourning for the victims of the tragedy

یک روز عزاداری برای قربانیان فاجعه

He was in deep mourning for his dead wife.

او برای همسر مرده‌اش بسیار عزادار بود.

mourning for lost hopes;

سوگواری برای آرزوهای از دست رفته;

type genus of the Nymphalidae: mourning cloak butterflies.

سرده نوع از Nymphalidae: پروانه‌های شنل عزاداری

she's still in mourning after the death of her husband.

او هنوز در حال سوگواری بعد از مرگ همسرش است.

9 see joke: Some armour is blackguardly, all day faineant, cheat a meal to eat everywhere.One day, he sees a someone handles funeral arrangement, run into mourning hall to cry greatly.

9 می بیند شوخی: برخی زره ها بی ادبانه هستند، تمام روز تنبل، فریب دادن برای خوردن غذا همه جا. یک روز، او می بیند کسی که مسئولیت تنظیمات تشییع جنازه را بر عهده دارد، به سالن سوگواری می دود و با شدت گریه می کند.

نمونه‌های واقعی

The need to conceal the mourning deepened the grief.

نیاز به پنهان کردن سوگواری باعث تشدید غم و اندوه شد.

منبع: The Economist - Arts

This is something that will have the world mourning.

این چیزی است که باعث خواهد شد جهان در سوگواری باشد.

منبع: VOA Standard English_Europe

In China, white represents death, mourning, and bad fortune.

در چین، رنگ سفید نشان‌دهنده مرگ، سوگواری و بدشانسی است.

منبع: 2024 New Year Special Edition

People are still under the rubble and we are already mourning.

افراد هنوز زیر آوار هستند و ما در حال سوگواری هستیم.

منبع: VOA Standard English - Middle East

His death will send Thailand into deep mourning.

مرگ او تایلند را در سوگواری عمیقی فرو خواهد برد.

منبع: VOA Special September 2015 Collection

This weekend, residents of Virginia Beach have been mourning with vigils, church services and other memorials.

این آخر هفته، ساکنان ویرجینیا بیچ با برگزاری تظاهرات، خدمات کلیسا و سایر یادبودها در حال سوگواری هستند.

منبع: NPR News June 2019 Compilation

Britain is in 10 days of mourning.

بریتانییا در 10 روز سوگواری است.

منبع: AP Listening October 2022 Collection

The standard reasons for mourning don't apply.

دلایل استاندارد برای سوگواری اعمال نمی‌شود.

منبع: The Economist (Summary)

There is a brief period of mourning.

یک دوره کوتاه سوگواری وجود دارد.

منبع: Time

A national day of mourning is being observed.

یک روز ملی سوگواری در حال مشاهده است.

منبع: BBC World Headlines

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید