widow

[ایالات متحده]/ˈwɪdəʊ/
[بریتانیا]/ˈwɪdoʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. باعث شدن که بیوه شود
n. زنی که شوهرش را از دست داده و اکنون تنها است

عبارات و ترکیب‌ها

widowhood

بیوه گی

black widow

مرد عنکبوتی سیاه

grass widow

بیوهٔ گیاهی

جملات نمونه

a widow without kith or kin.

زنی بی فرزند و خویشاوند.

The widow is in possession of a large fortune.

بیوه ارثیه بزرگی در اختیار دارد.

The widower did not remarry.

همسر متوفی دوباره ازدواج نکرد.

widow's bereavement allowance is an offset against income.

کمک هزینه بازماندگان همسر، یک کسری از درآمد است.

The widow's heart was surcharged with grief.

قلب بیوه با اندوه بیش از حد پر شده بود.

his widow, Jane, was inconsolable.

همسرش، جین، قابل تسلی نبود.

he left a widow and children totally unprovided for.

او زن و فرزندانی را که کاملاً بی‌عنایت بودند، ترک کرد.

although she was a widow, she didn't wear black.

اگرچه بیوه بود، لباس سیاه نمی پوشید.

a young widow weeping her lost lord.

یک زن جوان بیوه که برای ارباب از دست رفته‌اش گریه می‌کرد.

she had to care for her widowed mother.

او مجبور بود از مادر بیوه اش مراقبت کند.

Some villains robbed the widow of the savings.

برخی از شرورها پس‌انداز زن بیوه را غارت کردند.

The widow gossiped about her neighbors.

بیوه درباره همسایگانش شایعه پراکنی می کرد.

They are financiers who spoiled widows of their money.

آنها واسطه‌داران ثروتمندی بودند که زنان بیوه‌شده را از پولشان محروم می‌کردند.

the widow had hysterics and the inquest was wrapped up quickly.

بیوه دچار حالت های اغراق آمیز شد و بازجویی به سرعت به پایان رسید.

single and widowed women over pensionable age .

زنان مجرد و بیوه بالای سن بازنشستگی.

my wife has been a golf widow for the last 30 years.

همسرم در 30 سال گذشته بیوه گلف بوده است.

After the funeral the widow and family spent several days in seclusion.

پس از تشییع جنازه، بیوه و خانواده چندین روز را در انزوا گذراندند.

The widowed mother reared up the two children.

مادر بیوه دو فرزند را بزرگ کرد.

نمونه‌های واقعی

So how long you been a widow?

چه مدت است که بیوه شده اید؟

منبع: The Best Mom

I guess I could try texting the widow.

فکر کنم سعی کنم به بیوه پیامک بدهم.

منبع: Modern Family Season 6

The mother, tyrant, thou dost make A widow of!

مادر، تو ظالم هستی، تو او را بیوه می کنی!

منبع: American Original Language Arts Volume 5

She's got three kids and she's a widow.

او سه تا بچه دارد و بیوه است.

منبع: TED Talks (Audio Version) April 2015 Collection

And Alex was to marry Sally, his brother's widow!

و الکس قرار بود با سالی، بیوه برادرش ازدواج کند!

منبع: Gone with the Wind

In 1857 he married a widow with a nine-year-old son.

در سال 1857 او با بیوه ای با پسر نه ساله ازدواج کرد.

منبع: Stories of World Celebrities: Literary Figures and Poets

If it's a black widow... call your mom and dad.

اگر عنکبوت سیاه است... مادر و پدرت را صدا کن.

منبع: Hobby suggestions for React

I think you said she was a widow, sir? has she any family?

فکر کنم شما گفتید که او بیوه است، قربان؟ آیا خانواده ای دارد؟

منبع: Pride and Prejudice (Original Version)

'Ah, so that must be the widow, young Mrs Heathcliff at Wuthering Heights! '

''آه، پس او باید بیوه باشد، خانم جوانی به نام خانم هیث‌کلیف در خانه ووتریگ هایتس!''

منبع: "Wuthering Heights" simplified version (Level 5)

If someone's a widower, why do they say that he was " widowed" ?

اگر کسی بیوه شوهر است، چرا می گویند که او

منبع: Sleepless in Seattle Original Soundtrack

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید