wise

[ایالات متحده]/waɪz/
[بریتانیا]/waɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. باهوش؛ دارای یا نشان‌دهنده قضاوت خوب؛ آگاه
vt. اطلاع دادن؛ آموزش دادن
vi. درک کردن

عبارات و ترکیب‌ها

wise beyond years

فراتر از سن

wise decision

تصمیم عاقلانه

wise investment

سرمایه‌گذاری عاقلانه

wise advice

مشورت عاقلانه

wise leader

رهبر عاقل

wise choice

انتخاب خردمندانه

wise guy

آدم زیرک

get wise

خردمند شو

in no wise

به هیچ وجه

three wise men

سه مرد خردمند

in any wise

به هر حال

wise up

خردمند شو

step wise

گام به گام

جملات نمونه

It is wise to listen to the advice of experienced colleagues.

گوش دادن به نصیحت همکاران با تجربه خردمندانه است.

She is known for her wise decision-making skills.

او به خاطر مهارت های تصمیم گیری خود شناخته شده است.

A wise person learns from their mistakes.

یک فرد خردمند از اشتباهات خود درس می گیرد.

He gave me some wise words of encouragement.

او برخی از کلمات تشویقی خردمندانه به من گفت.

In times of crisis, it is wise to remain calm.

در زمان بحران، حفظ آرامش خردمندانه است.

The wise old man shared his wisdom with the young generation.

مرد سالخورده خردمند، خرد خود را با نسل جوان در میان گذاشت.

It is wise to plan ahead for the future.

برنامه ریزی برای آینده خردمندانه است.

She gave me some wise advice on how to handle the situation.

او برخی از مشاوره های خردمندانه در مورد نحوه رسیدگی به وضعیت به من داد.

The wise owl is a symbol of wisdom in many cultures.

بُوفِ خردمند نماد خرد در بسیاری از فرهنگ ها است.

He made a wise investment in the stock market.

او یک سرمایه گذاری خردمندانه در بازار سهام انجام داد.

نمونه‌های واقعی

Judges, however wise or eminent, are human and can make mistakes.

داوران، با هر درجه‌ای از خرد یا اهمیت، انسان هستند و می‌توانند اشتباه کنند.

منبع: New Concept English. British Edition. Book Three (Translation)

Many experts feel that it is the wisest to walk uphill.

بسیاری از کارشناسان معتقدند که بهترین راه این است که به سمت بالا حرکت کنید.

منبع: New types of questions for the CET-4 (College English Test Band 4).

A wise person profits from his mistakes.

یک فرد خردمند از اشتباهات خود سود می‌برد.

منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500

Jerry Wow. you really are wise, Jerry.

جری، وای. تو واقعاً خری، جری.

منبع: Rick and Morty Season 1 (Bilingual)

I was like, I like until health wise.

من مثل این بودم، من تا زمانی که از نظر سلامتی خوب بودم، دوست داشتم.

منبع: VOA Standard English_Americas

There wasn't much they had to do flight wise.

آنها زیاد کاری برای انجام دادن از نظر پرواز نداشتند.

منبع: CNN 10 Student English September 2021 Collection

The tourers wisely say that the desert always wins.

گردشگران به طور خردمندانه می‌گویند که صحرا همیشه پیروز می‌شود.

منبع: Insect Kingdom Season 2 (Original Soundtrack Version)

Thank you, Arthur. You are the wisest of the wise.

متشکرم، آرتور. شما خردمندترین از همه هستید.

منبع: The Big Bang Theory Season 9

None the wiser from the colour.

از رنگ، باهوش‌تر نمی‌شود.

منبع: Gourmet Base

And yet so deeply wise, also.

با این حال، بسیار عمیقاً خردمند نیز هست.

منبع: TED Talks (Audio Version) February 2015 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید