foolish

[ایالات متحده]/ˈfuːlɪʃ/
[بریتانیا]/ˈfuːlɪʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فاقد حس خوب یا قضاوت؛ احمق یا نادان؛ نشان دهنده کمبود هوش یا تفکر؛ دست و پا چلفتی

جملات نمونه

foolish pride; foolish love.

غرور احمقانه؛ عشق احمقانه

It is foolish to haphazardly adventure.

ماجراجویی بی‌هدف احمقانه است.

a foolish young fellow;

یک جوان احمق;

a foolish expenditure of time and energy.

هزینه احمقانه زمان و انرژی

He was so foolish as to lie.

او تا آن حد احمق بود که دروغ گفت.

beweep one's foolish mistake

اشک ریختن برای اشتباه احمقانه

spent all their money on foolish little knickknacks.

همه پول خود را صرف وسایل کوچک و احمقانه کردند.

Have done with your foolish quibbling

با بحث‌های احمقانه خود تمام کنید.

it was foolish of you to enter into correspondence.

این حماقت بود که شما وارد مکاتبه شدید.

I'm not so foolish as to say that.

من تا آن حد احمق نیستم که آن را بگویم.

Don't worry me with such foolish questions.

با این سؤالات احمقانه من را نگران نکنید.

I count it foolish to let him go.

من فکر می‌کنم رها کردن او احمقانه است.

That foolish fellow is looking for trouble.

همان مرد احمق به دنبال دردسر است.

No one is foolish enough to endorse it.

هیچ کس به اندازه ای احمق نیست که آن را تایید کند.

I feel foolish telling you this.

احمقانه است که این را به شما می‌گویم.

نمونه‌های واقعی

Beneath were the words, " Stay hungry, stay foolish"

تحت این عبارات وجود داشتند: "همیشه گرسنه بمانید، همیشه نادان باشید"

منبع: Steve Jobs' speech

She laughed at the bird and called him foolish.

او به پرنده خندید و او را نادان خطاب کرد.

منبع: Recitation for Kings Volume 1 (All 100 Lessons)

Some remain hopelessly stuck in a loop of infantile foolishness.

بعضی افراد به طرز ناامیدکننده‌ای در یک حلقه از حماقت کودکانه گرفتار شده‌اند.

منبع: Focus on the Oscars

But you–you have been just as foolish as I.

اما شما - شما به اندازه من نادان بوده‌اید.

منبع: The Little Prince

Don't bother me with such foolish questions.

با این سؤالات احمقانه مزاحم من نشوید.

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

That foolish, foolish woman. She swallowed four razor blades?

آن زن احمق، احمق. او چهار تیغه تیغ را بلعید؟

منبع: Grey's Anatomy Season 2

Like many a casus belli, theirs seems both foolish and profound.

مانند بسیاری از موارد بهانه جنگ، به نظر می‌رسد که آنها هم احمقانه و هم عمیق است.

منبع: The Economist (Summary)

Her genre of movies are seen as a little bit foolish.

ژانر فیلم‌های او به عنوان کمی احمقانه تلقی می‌شود.

منبع: Emily in Paris Season 1

As the man himself said Stay hungry. Stay foolish.

همانطور که خود مرد گفت: گرسنه بمانید. نادان بمانید.

منبع: How Steve Jobs Changed the World

But I was young and foolish, and now am full of tears.

اما من جوان و نادان بودم و اکنون پر از اشک هستم.

منبع: Selected Literary Poems

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید