workloads

[ایالات متحده]/ˈwɜːk.ləʊdz/
[بریتانیا]/ˈwɜrk.loʊdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.(مقدار کار محول شده به یک شخص یا سازمان)

عبارات و ترکیب‌ها

heavy workloads

بار کاری سنگین

manage workloads

مدیریت بار کاری

workloads increase

افزایش بار کاری

reduce workloads

کاهش بار کاری

balance workloads

متعادل کردن بار کاری

optimize workloads

بهینه سازی بار کاری

monitor workloads

نظارت بر بار کاری

distribute workloads

توزیع بار کاری

assess workloads

ارزیابی بار کاری

evaluate workloads

ارزیابی بار کاری

جملات نمونه

employees are struggling to manage their workloads effectively.

کارکنان در حال دست و پنجه نرم کردن برای مدیریت مؤثر بار کاری خود هستند.

the new software helps to reduce workloads significantly.

نرم افزار جدید به طور قابل توجهی به کاهش حجم کار کمک می کند.

high workloads can lead to employee burnout.

حجم کاری زیاد می تواند منجر به فرسودگی شغلی کارکنان شود.

we need to balance our workloads to improve productivity.

ما باید حجم کار خود را متعادل کنیم تا بهره وری را بهبود بخشیم.

she is managing multiple workloads this semester.

او در این ترم چندین حجم کار را مدیریت می کند.

workloads can vary greatly from one project to another.

حجم کار می تواند به طور قابل توجهی از یک پروژه به پروژه دیگر متفاوت باشد.

the team discussed strategies to handle increased workloads.

تیم در مورد راهبردهایی برای مقابله با افزایش حجم کار بحث کرد.

it's important to communicate about workloads with your supervisor.

ارتباط در مورد حجم کار با سرپرست خود مهم است.

managing workloads effectively can improve team morale.

مدیریت مؤثر حجم کار می تواند باعث بهبود روحیه تیمی شود.

she often feels overwhelmed by her workloads.

او اغلب احساس می کند که حجم کارش او را در بر گرفته است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید