wrangle

[ایالات متحده]/'ræŋg(ə)l/
[بریتانیا]/'ræŋɡl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. دعوا کردن; اختلاف داشتن
n. یک مشاجره داغ

عبارات و ترکیب‌ها

wrangle over money

مناقشه بر سر پول

political wrangle

مناقشه سیاسی

wrangle in court

مناقشه در دادگاه

جملات نمونه

I don’t want to get into a wrangle with the committee.

من نمی‌خواهم با کمیته درگیر شوم.

an insurance wrangle is holding up compensation payments.

مشکلات بیمه پرداخت غرامت را به تأخیر انداخته است.

the horses were wrangled early.

اسب‌ها زود اسب‌سواری شدند.

The wrangle between the school and the local council has gone on for two years.

بحث و جدل بین مدرسه و شورای محلی دو سال طول کشیده است.

they wrangled and finagled over the fine points.

آنها در مورد نکات ظریف بحث و تبانی کردند.

The two countries fell out in a bitter wrangle over imports.

دو کشور بر سر واردات درگیر یک نزاع تلخ شدند.

نمونه‌های واقعی

He was reluctant to plunge into the bitter partisan wrangle.

او در غرق شدن در نزاع شدید و جناحی مقاومت نشان داد.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book Three.

It can be a drag wrangling four little ones.

کنترل کردن چهار بچه کوچک می تواند خسته کننده باشد.

منبع: CNN 10 Student English Compilation April 2021

It make sure they really know how to wrangle the employees. Like Kim, she never buses her tables.

مطمئن شوید که آنها واقعاً می دانند چگونه کارکنان را کنترل کنند. مثل کیم، او هرگز میزهای خود را سرو نمی کند.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 3

So if he doesn't, and if there is a legal wrangle, who sorts it out, the Supreme Court.

بنابراین اگر او این کار را نکرد و اگر یک نزاع قانونی وجود داشت، چه کسی آن را حل می کند، دادگاه عالی.

منبع: BBC Listening September 2020 Collection

Charles and Hal wrangled whenever Mercedes gave them a chance.

چارلز و هال هر زمان که مرسدس به آنها فرصت می داد، با هم مشاجره می کردند.

منبع: The Call of the Wild

But for military leaders lower in rank, wrangling KBR was impossible.

اما برای رهبران نظامی با رتبه پایین تر، کنترل KBR غیرممکن بود.

منبع: New York Times

Jenna. Thanks for helping wrangle the volunteers. -Of course. For a good cause.

جنا. ممنون که به کنترل داوطلبان کمک کردید. -البته. برای یک هدف خوب.

منبع: The Vampire Diaries Season 2

This is the first day she's wrangling her students from her dining room table.

این اولین روزی است که او دانش آموزان خود را از میز ناهارخوری خود کنترل می کند.

منبع: CNN 10 Student English March 2020 Compilation

But as wrangles about Brexit and racism swirled around him, he resolved to read up.

اما با وجود نزاع در مورد برگزیت و نژادپرستی که در اطراف او می چرخید، او تصمیم گرفت مطالعه کند.

منبع: The Economist (Summary)

He's wrangled support from across hundreds of acres of farmland, at least 11 rural counties.

او از سراسر صدها هکتار زمین کشاورزی، حداقل 11 شهرستان روستایی، حمایت جلب کرده است.

منبع: CNN Listening November 2013 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید