yard

[ایالات متحده]/jɑːd/
[بریتانیا]/jɑrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. منطقه‌ای از زمین در کنار یک ساختمان، معمولاً پوشیده از چمن یا گیاهان، معمولاً به طول سه فوت یا 0.9144 متر

عبارات و ترکیب‌ها

front yard

حیاط جلو

backyard

حیاط پشتی

fenced yard

حیاط حصار کشی

back yard

حیاط پشتی

storage yard

حیاط انبار

container yard

حیاط کانتینر

goods yard

حیاط کالا

marshalling yard

محوطه تجمیع

school yard

حیاط مدرسه

freight yard

حیاط باربری

coal yard

حیاط زغال

scotland yard

اسکاتلند یارد

yard sale

فروش حیاط

stock yard

حیاط دامداری

navy yard

بندرگاه نیروی دریایی

جملات نمونه

yards and yards of fine lace.

مترها پارچه تور ظریف

the raffle of the yard below.

قرعه‌کشی حیاط زیر

There is a palisade between the two yards.

در میان دو حیاط یک حصار چوبی وجود دارد.

They surrounded the yard with a palisade.

آنها حیاط را با حصار چوبی محاصره کردند.

a fort with a defensible yard at its feet.

قلعه‌ای با حیاطی قابل دفاع در پایین پای آن

a hundred yards away.

صد یارد دور

the yard at the front was paved with flagstones.

حیاط جلوی خانه با سنگفرش سنگفرش شده بود.

the ‘Not In My Back Yard’ syndrome.

بحرانی که در آن ساکنان محلی با ساخت و ساز یا توسعه در نزدیکی محل سکونت خود مخالفت می کنند.

the yard was about seven feet in width .

حیاط حدود هفت فوت عرض داشت.

yard goods of low quality.

کالاها با کیفیت پایین

rains that made the yard bloom.

باران‌هایی که باعث شکوفه دادن حیاط شد.

The yard is fenced around.

حیاط حصار کشیده شده است.

The next event will be the 100 yards race.

رویداد بعدی مسابقه 100 یاردی خواهد بود.

changed the yard into a garden.

حیاط را به باغی تبدیل کرد.

The yard needs to be done out thoroughly.

حیاط باید به طور کامل انجام شود.

a deep yard surrounding the house.

یک حیاط عمیق که خانه را احاطه کرده است.

ditched the old yard furniture.

وسایل قدیمی حیاط را دور انداخت.

نمونه‌های واقعی

I helped my mom and dad clean the yard.

من به مادر و پدرم در تمیز کردن حیاط کمک کردم.

منبع: New Target Junior High School English Grade 8 (Upper)

You'd have to dig up the entire yard.

شما باید کل حیاط را بکنید.

منبع: American Horror Story Season 1

I can just see filling this yard with flowers.

من فقط می توانم تصور کنم که این حیاط را با گل پر کنم.

منبع: Modern Family Season 6

Perez had the most rushing yards of anyone in Southern Arizona.

پرز بیشترین یاردهای دویدن را در بین همه افراد در جنوب آریزونا داشت.

منبع: CNN 10 Student English May/June 2018 Compilation

Tricking us into remembering a sunny yard full of laughing frisbee throwers.

فریب دادن ما برای به یاد آوردن یک حیاط آفتابی پر از پرتاب‌کنندگان Frisbee خندان.

منبع: 2015 Natalie Harvard Graduation Speech

Huang and his son salt hams in their old yard.

هوانگ و پسرش در حیاط قدیمی خود گوشت‌های شور را نمک می‌کنند.

منبع: A Bite of China Season 1

Now it is increasingly the front yard of the city.

اکنون به طور فزاینده ای حیاط جلوی شهر است.

منبع: VOA Standard May 2013 Collection

The animals can now roam into an open back yard.

حالا حیوانات می توانند به یک حیاط پشتی باز سرگردان شوند.

منبع: AP Listening March 2013 Collection

Give him an inch and he'll take a yard.

به او یک وجب بدهید و او یک یارد خواهد گرفت.

منبع: In the process of honing one's listening skills.

Just like in the yard. - Just in the yard. Yes Mam.

دقیقا مثل حیاط. - دقیقا در حیاط. بله خانم.

منبع: National Geographic Science Popularization (Video Version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید