green backyard
حیاط پشتی سبز
backyard barbecues; backyard gossip.
باربیکیوهای حیاط پشتی؛ غیبتهای حیاط پشتی
a pocket backyard; a pocket museum.
حیاط پشتی کوچک؛ یک موزه کوچک
My house had a small backyard,the paradise of children.
خانه من یک حیاط پشتی کوچک داشت، بهشت کودکان.
The rabbits in our backyard were a magnet that attracted all the children in the neighbourhood.
خرگوشها در حیاط پشتی ما آهنربایی بودند که تمام کودکان محله را به خود جذب میکردند.
The party leader is facing opposition in his own backyard .
رهبر حزب با مخالفت در حیاط پشتی خود روبرو است.
The party leader is facing opposition in his own backyard (= from his own members) .
رهبر حزب با مخالفت در حیاط پشتی خود روبرو است (= از اعضای خود).
Elliott, looking for his dag in the backyard, heard strange noises coming from the toolshed.
الیوت، در حالی که به دنبال سگش در حیاط پشتی بود، صداهای عجیبی از داخل انبار ابزار شنید.
The defence party divided his backyard from that of his sister’s.
حزب دفاعی حیاط پشتی او را از حیاط پشتی خواهرش جدا کرد.
Our house is on an acre of land which gives us a nice big backyard for our garden.
خانه ما در یک جریب زمین قرار دارد که یک حیاط پشتی بزرگ و زیبا برای باغ ما به ما میدهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید