zing it
آن را با طراوت انجام دهید
add some zing
کمی طراوت اضافه کنید
bring the zing
طراوت را به ارمغان بیاورید
feel the zing
طراوت را احساس کنید
give it zing
به آن طراوت دهید
zing factor
عامل طراوت
zingy flavor
طعم طراوت
with a zing
با طراوت
zing up
طراوت بخشیدن
the music really added some zing to the party.
موسیقی واقعاً حس و حال خوبی به مهمانی اضافه کرد.
she added a little zing to her speech with some jokes.
او با شوخیهایش کمی جذابیت به سخنرانیاش اضافه کرد.
this dish needs a bit of zing to make it more exciting.
این غذا برای اینکه جذابتر شود، به کمی طراوت نیاز دارد.
the new product has a zing that attracts customers.
محصول جدید دارای ویژگیای است که مشتریان را جذب میکند.
he always brings the zing to our team meetings.
او همیشه حس و حال خوبی را به جلسات تیم ما میآورد.
adding lime juice gives the cocktail a refreshing zing.
اضافه کردن آب لیمو به کوکتل طراوت میدهد.
the movie lacked the zing that made the first one great.
فیلم فاقد ویژگیای بود که فیلم اول را عالی میکرد.
her performance was full of zing and energy.
اجرای او پر از حس و حال و انرژی بود.
to spice things up, we need some zing in our routine.
برای اینکه اوضاع را جذاب کنیم، به کمی طراوت در برنامه روزانه خود نیاز داریم.
the new flavor has a zing that sets it apart from others.
طعم جدید دارای ویژگیای است که آن را از سایرین متمایز میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید