zing

[ایالات متحده]/zɪŋ/
[بریتانیا]/zɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صدای تیز و بلند؛ انرژی؛ زندگی
vi. ایجاد صدای تیز و بلند کردن
vt. انتقاد کردن یا ریزبینی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

zing it

آن را با طراوت انجام دهید

add some zing

کمی طراوت اضافه کنید

bring the zing

طراوت را به ارمغان بیاورید

feel the zing

طراوت را احساس کنید

give it zing

به آن طراوت دهید

zing factor

عامل طراوت

zingy flavor

طعم طراوت

with a zing

با طراوت

zing up

طراوت بخشیدن

جملات نمونه

the music really added some zing to the party.

موسیقی واقعاً حس و حال خوبی به مهمانی اضافه کرد.

she added a little zing to her speech with some jokes.

او با شوخی‌هایش کمی جذابیت به سخنرانی‌اش اضافه کرد.

this dish needs a bit of zing to make it more exciting.

این غذا برای اینکه جذاب‌تر شود، به کمی طراوت نیاز دارد.

the new product has a zing that attracts customers.

محصول جدید دارای ویژگی‌ای است که مشتریان را جذب می‌کند.

he always brings the zing to our team meetings.

او همیشه حس و حال خوبی را به جلسات تیم ما می‌آورد.

adding lime juice gives the cocktail a refreshing zing.

اضافه کردن آب لیمو به کوکتل طراوت می‌دهد.

the movie lacked the zing that made the first one great.

فیلم فاقد ویژگی‌ای بود که فیلم اول را عالی می‌کرد.

her performance was full of zing and energy.

اجرای او پر از حس و حال و انرژی بود.

to spice things up, we need some zing in our routine.

برای اینکه اوضاع را جذاب کنیم، به کمی طراوت در برنامه روزانه خود نیاز داریم.

the new flavor has a zing that sets it apart from others.

طعم جدید دارای ویژگی‌ای است که آن را از سایرین متمایز می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید