church

[ایالات متحده]/tʃɜːtʃ/
[بریتانیا]/tʃɜːrtʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ساختمانی که برای عبادت عمومی مسیحی استفاده می‌شود
adj. مربوط به کلیسای مسیحی یا عبادت آن
vt. (کسی را) به کلیسا برای مراسم مذهبی بردن.

عبارات و ترکیب‌ها

Catholic church

کلیسا کاتولیک

church service

خدمات کلیسا

church bell

گوشت کلیسا

in church

در کلیسا

roman catholic church

کلیسا کاتولیک رومی

church of england

کلیسای انگلستان

at church

در کلیسا

orthodox church

کلیسای ارتدکس

new church

کلیسای جدید

anglican church

کلیسای انگلیکی

church tower

برج کلیسا

presbyterian church

کلیسای پروتستان

episcopal church

کلیسای اسقف اعظم

mother church

کلیسای مادر

eastern orthodox church

کلیسای ارتدکس شرقی

church of scotland

کلیسای اسکاتلند

eastern church

کلیسای شرقی

parish church

کلیسای جامع

high church

کلیسای بالا

established church

کلیسای تأسیس شده

orthodox eastern church

کلیسای ارتدکس شرقی

جملات نمونه

the Church of England.

کلیسای انگلستان

a church of great antiquity.

یک کلیسای باستانی

they came to church with me.

آنها با من به کلیسا آمدند.

the parochial church council.

شورای کلیسای محلی

the church is a ruin now.

اکنون کلیسا ویران شده است.

a vista of church spires.

نمایی از گلدسته‌های کلیسا

the separation of church and state.

جدایی کلیسا و دولت

It will be a large church wedding.

یک عروسی بزرگ کلیسا خواهد بود.

A church is a place of worship.

یک کلیسا مکانی برای عبادت است.

a conventional church wedding.

یک عروسی کلیسایی معمول

The church spire was struck by lightning.

گلدسته کلیسا توسط صاعقه زده شد.

the church was chocker with flowers.

کلیسای مملو از گل بود.

نمونه‌های واقعی

The singing grew louder as they approached the church.

با نزدیک شدن به کلیسا، آواز بلندتر شد.

منبع: Harry Potter and the Deathly Hallows

Is there any church in this town?

آیا در این شهر کلیسایی وجود دارد؟

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book One.

We have a church on one side.

ما در یک طرف یک کلیسا داریم.

منبع: VOA Daily Standard October 2019 Collection

Word of my visions reached the church.

خبر از تجلیات من به کلیسا رسید.

منبع: Movie trailer screening room

Listen, pal, we're not joining your church.

گوش کن، رفیق، ما به کلیسای شما نمی‌پیوندیم.

منبع: The Best Mom

They registered eight churches in the country.

آنها هشت کلیسا را در این کشور ثبت کردند.

منبع: VOA Daily Standard July 2020 Collection

We watched the solemn ceremony in the church.

ما آیین با شکوه را در کلیسا تماشا کردیم.

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

There is also a Spanish church called a mission.

همچنین یک کلیسای اسپانیایی به نام مأموریت نیز وجود دارد.

منبع: Zorro the Masked Hero

There are two broad churches in the world of diet.

در دنیای رژیم غذایی دو کلیسای بزرگ وجود دارد.

منبع: Coffee Tasting Guide

He escaped, but now won't leave the church.

او فرار کرد، اما اکنون نمی‌خواهد کلیسا را ترک کند.

منبع: VOA Standard February 2014 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید