confident in
مطمئن در
confident of
مطمئن از
a confident smile .
یک لبخند با اعتماد به نفس .
there was a confident rap at the door.
یک ضربه با اعتماد به نفس به در خورد.
We are confident of success.
ما به موفقیت اطمینان داریم.
The senator is confident of reelection.
سناتور به بازگشت به قدرت اطمینان دارد.
people who are confident in their identity.
افرادی که به هویت خود با اعتماد به نفس هستند.
I am confident that ...
من مطمئن هستم که...
He's confident he will win.
او مطمئن است که برنده خواهد شد.
this time they’re confident of a happy ending.
این بار آنها به یک پایان خوش با اعتماد به نفس هستند.
I feel confident that we will win.
من احساس می کنم که ما مطمئن هستیم که برنده خواهیم شد.
The boy walked with a confident manly stride.
پسر با گام های مردانه و با اعتماد به نفس راه می رفت.
I am not very confident about tonight's game.
من در مورد بازی امشب خیلی مطمئن نیستم.
Coleraine laboured against confident opponents.
کلرین در برابر حریفان با اعتماد به نفس تلاش کرد.
we are less confident than in the good old days.
ما کمتر از دوران خوب با اعتماد به نفس هستیم.
a self-confident manner touching on the arrogant.
رفتاری با اعتماد به نفس که به خودبزرگ نمایی می رسد.
The look on his face said that he was confident of success.
نگاهش نشان می داد که او به موفقیت اطمینان دارد.
Day by day she grew more confident about the job.
روز به روز او در مورد شغل با اعتماد به نفس بیشتری رشد کرد.
He moves with the slow confident gait of a successful man.
او با گام های آهسته و با اعتماد به نفس یک مرد موفق حرکت می کند.
We need a confident leader to overcome these difficulties.
ما به یک رهبر با اعتماد به نفس برای غلبه بر این مشکلات نیاز داریم.
The young miner was confident of winning the girl's heart.
جوان معدنچی مطمئن بود که قلب دختر را به دست می آورد.
His mind was at ease and he felt confident in the future.
ذهن او در آرامش بود و او در مورد آینده احساس اعتماد به نفس می کرد.
You want to be confident without being arrogant.
شما می خواهید مطمئن باشید بدون اینکه متکبر باشید.
منبع: CNN 10 Student English Compilation September 2019I feel pretty confident about tonight's debate.
من در مورد بحث امشب نسبتاً مطمئن هستم.
منبع: Rick and Morty Season 3 (Bilingual)The police seem pretty confident that this was Annalise.
به نظر می رسد که پلیس نسبتاً مطمئن است که این اثر آنالیز بود.
منبع: Out of Control Season 3There was nothing to say to so confident a response.
هیچ چیز برای گفتن به چنین پاسخی با اعتماد به نفس وجود نداشت.
منبع: Around the World in Eighty DaysHe was so confident.He had no cause for confident but he had limitless supplies.
او خیلی مطمئن بود. او دلیلی برای اعتماد به نفس نداشت اما منابع نامحدودی داشت.
منبع: Conan Talk ShowAll right. You seem pretty confident.
باشه. شما به نظر خیلی مطمئن می رسید.
منبع: The Big Bang Theory Season 7Really? You always seem so confident.
واقعاً؟ شما همیشه به نظر خیلی مطمئن می رسید.
منبع: The Big Bang Theory Season 8They're even perceived as more confident, more capable, and more attractive.
حتی آنها به عنوان با اعتماد به نفس تر، توانمندتر و جذاب تر تلقی می شوند.
منبع: Science in LifeBe confident and steadfast with your boundaries.
مطمئن و مصمم باشید و از مرزهای خود محافظت کنید.
منبع: Psychology Mini ClassWhy was Newberry so confident of Smith's guilt?
چرا نیوبری آنقدر در مورد گناه اسمیث مطمئن بود؟
منبع: The secrets of body language.لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید