doubtful of
مبهم در مورد
doubtful about
مبهم در مورد
This is a doubtful battle.
این یک نبرد مشکوک است.
a doubtful claim; doubtful prospects.
یک ادعای مشکوک؛ چشم اندازهای مشکوک.
the fire was of doubtful origin.
آتش منشا مشکوکی داشت.
a report of doubtful veracity.
گزارشی با اعتبار مشکوک.
It is doubtful that he will come.
این جای ترداد که او بیاید.
He is a doubtful character.
او شخصیتی مشکوک است.
I was doubtful of my judgement.
من در مورد قضاوت خود مشکوک بودم.
I'm doubtful where to go.
من نمیدانم کجا بروم.
He is an author of doubtful reputation.
او نویسندهای با شهرت مشکوک است.
a document of doubtful authenticity
یک سند با اصالت مشکوک
dubious profits.See Synonyms at doubtful
سودهای مشکوک. برای مترادفها به مشکوک مراجعه کنید.
magazine of doubtful taste
مجله با سلیقهای مشکوک
Demirep:a person of doubtful reputation or respectability.
دمیرپ: فردی با شهرت یا احترامگویی مشکوک.
I feel very doubtful about this.
من در مورد این موضوع بسیار مشکوک هستم.
I am very doubtful of that.
من در مورد آن بسیار مشکوک هستم.
It is doubtful whether it is true or not.
این جای ترداد که درست یا نادرست باشد.
your record's bad, but it's doubtful they'll give you the bullet.
سوابق شما بد است، اما بعید است که به شما شلیک کنند.
Will it work? It seems doubtful.
آیا کار خواهد کرد؟ به نظر می رسد مشکوک باشد.
منبع: The Economist - ChinaIt is doubtful that he will come.
اینکه او بیاید مشکوک است.
منبع: IELTS vocabulary example sentencesA sceptical person is doubtful about something.
یک فرد شکاک در مورد چیزی مشکوک است.
منبع: 6 Minute English" Doubtful that I would turn up? " Dumbledore suggested shrewdly.
« آیا این احتمال وجود دارد که من حاضر شوم؟ » دامبلدور به طرز زیرکی پیشنهاد کرد.
منبع: Harry Potter and the Half-Blood PrinceI am doubtful whether she is still alive.
من در مورد اینکه آیا او هنوز زنده است یا نه مشکوک هستم.
منبع: IELTS vocabulary example sentencesUncertainty means that something is doubtful or unknown.
نااحتی به این معنی است که چیزی مشکوک یا ناشناخته است.
منبع: Advanced Daily Grammar (Audio Version)Oh, doubtful. I just moved here from London.
اوه، مشکوک. من همین الان از لندن به اینجا نقل مکان کردم.
منبع: Sex and the City Selected HighlightsIt is doubtful whether Ted will keep his promise.
اینکه تد به قول خود عمل کند مشکوک است.
منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500She too was initially doubtful surgery could help her.
او هم در ابتدا مشکوک بود که جراحی بتواند به او کمک کند.
منبع: VOA Standard December 2013 CollectionDoubtful. Klaus doesn't want to be pointed out.
مشکوک. کلاوس نمی خواهد مورد توجه قرار گیرد.
منبع: The Vampire Diaries Season 2لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید