market

[ایالات متحده]/ˈmɑːkɪt/
[بریتانیا]/ˈmɑːrkɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بازار; بازار; فروشگاه; فروش; بورس
vt. در بازار فروش
vi. در خرید و فروش مشارکت داشتن.

عبارات و ترکیب‌ها

open-air market

بازار محلی

financial market

بازار مالی

stock market

بازار سهام

black market

بازار سیاه

marketplace

بازار

competitive market

بازار رقابتی

market research

تحقیقات بازار

market economy

اقتصاد بازار

socialist market economy

اقتصاد بازار سوسیالیستی

in the market

در بازار

market competition

رقابت در بازار

international market

بازار بین‌المللی

on the market

در بازار

market share

سهم بازار

market demand

تقاضای بازار

real estate market

بازار املاک

capital market

بازار سرمایه

domestic market

بازار داخلی

property market

بازار ملک

market development

توسعه بازار

market price

قیمت بازار

home market

بازار داخلی

market mechanism

مکانیزم بازار

housing market

بازار مسکن

جملات نمونه

the market was bullish.

بازار صعودی بود.

The market is overstocked.

بازار بیش از حد پر شده است.

a stock market apocalypse.

آخرالزمان بازار سهام.

a stock market crash.

افت بازار سهام.

there is a market for ornamental daggers.

بازاری برای خنجرهای تزئینی وجود دارد.

Saturday is market day.

شنبه روز بازار است.

There is no market for these goods.

برای این کالاها بازاری وجود ندارد.

The next market is on Monday.

بازار بعدی در روز دوشنبه است.

market for executive talent

بازار برای استعدادهای اجرایی

the spot market in oil.

بازار نقدی نفت.

The petrol market is an oligopoly.

بازار بنزین یک انحصار است.

نمونه‌های واقعی

Cheap and inferior commodities often predominate the morning market.

کالاها و محصولات ارزان قیمت و نامرغوب اغلب بر بازار صبح تسلط دارند.

منبع: IELTS Vocabulary: Category Recognition

The illicit economy robs legitimate markets by undercutting legitimate businesses.

اقتصاد غیرقانونی با کاهش قیمت کسب و کارهای قانونی، بازار قانونی را غارت می کند.

منبع: VOA Standard Speed Collection December 2016

To market, to market, to buy a fat pig!

به بازار، به بازار، برای خرید یک خوک چاق!

منبع: Grammar Lecture Hall

Until recently, whale oil cornered the market.

تا همین اواخر، روغن نهنگ بازار را در دست داشت.

منبع: America The Story of Us

Anything that helps streamline our lives is a growth market.

هر چیزی که به ساده سازی زندگی ما کمک می کند، یک بازار در حال رشد است.

منبع: New Version of University English Comprehensive Course 4

Faking term papers is nothing new, and stolen intellectual property has been marketed for years.

تقلب در اوراق بهادار جدید نیست و سالهاست که مالکیت معنوی سرقت شده به فروش رسیده است.

منبع: New Horizons College English Reading and Writing Course (Second Edition)

And the overall retail market is shifting.

و بازار خرده فروشی به طور کلی در حال تغییر است.

منبع: Wall Street Journal

It was to be marketed in 2019.

قرار بود در سال 2019 به بازار عرضه شود.

منبع: VOA Special September 2022 Collection

I want to short the housing market.

می خواهم بازار مسکن را لمس کنم.

منبع: Vocabulary version

The debate is whiplashing markets and has sent the pound tumbling.

بحث و جدل باعث ایجاد نوسانات شدید در بازارها شده و باعث سقوط پوند شده است.

منبع: European and American Cultural Atmosphere (Audio)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید