fair and square
منصفانه و عادلانه
fair trade
تجارت منصفانه
fair trial
محاکمه منصفانه
fair competition
رقابت منصفانه
fair play
رفتار منصفانه
fair value
ارزش منصفانه
trade fair
نمایشگاه تجاری
for fair
برای منصفانه
fair price
قیمت منصفانه
to be fair
برای انصاف دادن
fair use
استفاده منصفانه
canton fair
نمایشگاه کانتون
fair enough
منصفانه
fair share
سهم منصفانه
temple fair
نمایشگاه معبد
book fair
نمایشگاه کتاب
job fair
نمایشگاه شغلی
international fair
نمایشگاه بینالمللی
world's fair
نمایشگاه جهانی
fair deal
معامله منصفانه
on a fair footing.
در یک سطح
That's fair of you.
این از شما عادلانه است.
what is meant by ‘fair’ ?.
منظور از 'منصفانه' چیست؟
this cow is a fair swine.
این گاو یک خوک خوب است.
turn a fair profit.
سود منصفانه ای کسب کنید.
She is as fair as lily.
او به اندازه لاله زیباست.
We're in a fair way to succeed.
ما در مسیر موفقیت هستیم.
a compromise that is fair to both factions.
مصالحهای که برای هر دو جناح منصفانه باشد.
a blow caught fair in the stomach.
ضربه ای که درست در شکم خورد.
A fair exchange is no robbery.
تبادل منصفانه، دزدی نیست.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید