outplay

[ایالات متحده]/ˏautˈpleɪ/
[بریتانیا]/aʊtˈple/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. پیشی گرفتن، شکست دادن.

جملات نمونه

The team was able to outplay their opponents in the final match.

تیم توانست حریفان خود را در مسابقه نهایی شکست دهد.

He used his strategic skills to outplay his rival in the chess tournament.

او از مهارت‌های استراتژیک خود برای شکست دادن رقیبش در مسابقات شطرنج استفاده کرد.

The experienced player managed to outplay the younger competitors.

بازیکن با تجربه توانست رقبای جوان‌تر را شکست دهد.

She always finds a way to outplay her opponents in tennis matches.

او همیشه راهی برای شکست دادن حریفانش در مسابقات تنیس پیدا می‌کند.

The underdog team surprised everyone by outplaying the favorites.

تیم بازنده‌ای همه را با شکست دادن مدعیان غافلگیر کرد.

It takes skill and determination to consistently outplay your competitors.

برای شکست دادن مداوم رقبای خود به مهارت و اراده نیاز است.

The grandmaster was able to outplay multiple opponents simultaneously.

استاد بزرگ توانست همزمان چندین حریف را شکست دهد.

The key to success in this game is to outplay your opponents with clever tactics.

کلید موفقیت در این بازی شکست دادن حریفان با تاکتیک‌های زیرکانه است.

She outplayed her classmates in the math competition with her quick problem-solving skills.

او با مهارت‌های حل مسئله سریع خود، همکلاسی‌های خود را در مسابقه ریاضی شکست داد.

The team's strong defense allowed them to outplay the opposing team in the basketball game.

دفاع قوی تیم به آنها اجازه داد تا تیم حریف را در بازی بسکتبال شکست دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید