underperform

[ایالات متحده]/ˌʌndəpəˈfɔ:m/
[بریتانیا]/ˌʌndɚpɚ'fɔrm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور ناکافی عمل کردن؛ زیر انتظارات عمل کردن.

جملات نمونه

the shares have underperformed the market.

سهام عملکردی ضعیف‌تر از بازار داشته‌اند.

three stocks that underperformed the market as a whole.

سه سهمی که عملکرد آن‌ها به طور کلی از بازار کمتر بوده است.

Defense industry companies have underperformed during the last two quarters.

شرکت‌های صنایع دفاعی در دو فصل گذشته عملکردی ضعیف‌تر از حد انتظار داشته‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید