the hero is invariably outsmarted by the heroine.
قهرمان معمولاً توسط قهرمان زن فریب داده می شود.
I make men out of them and teach them never to let anyone outsmart them.
من از آنها مردانی میسازم و به آنها میآموزم که اجازه ندهند کسی از آنها پیشی بگیرد.
She managed to outsmart her opponents in the chess tournament.
او موفق شد حریفان خود را در مسابقات شطرنج فریب دهد.
He always tries to outsmart his colleagues in the office.
او همیشه سعی میکند همکاران خود را در محل کار فریب دهد.
The detective was able to outsmart the criminal and solve the case.
مامور پلیس توانست مجرم را فریب دهد و پرونده را حل کند.
It's not easy to outsmart a master manipulator.
فریب دادن یک دستانداز ماهر آسان نیست.
The hacker used his skills to outsmart the security system.
هکر از مهارتهای خود برای فریب دادن سیستم امنیتی استفاده کرد.
She always finds a way to outsmart her opponents in debates.
او همیشه راهی برای فریب دادن حریفان خود در مناظرهها پیدا میکند.
The cunning fox was able to outsmart the hunters and escape.
روباه حیلهگر توانست شکارچیان را فریب دهد و فرار کند.
He tried to outsmart the traffic by taking a shortcut.
او سعی کرد با استفاده از یک راه فرعی ترافیک را فریب دهد.
The spy was trained to outsmart enemy agents in the field.
جاسوس برای فریب دادن عوامل دشمن در صحرا آموزش دیده بود.
She used her wit to outsmart her classmates in the quiz competition.
او از هوش خود برای فریب دادن همکلاسیهایش در مسابقه آزمون استفاده کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید