outwit

[ایالات متحده]/ˌaʊtˈwɪt/
[بریتانیا]/ˌaʊtˈwɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. فریب دادن; با توانایی بیشتر شکست دادن

جملات نمونه

imagine! to outwit Heydrich!.

تصور کنید! هایدریک را فریب دهید!

She managed to outwit her opponent in the chess game.

او موفق شد حریف خود را در بازی شطرنج فریب دهد.

He used his wit to outwit the cunning fox.

او از هوش خود برای فریب دادن روباه حیله‌گر استفاده کرد.

The detective tried to outwit the criminal mastermind.

مامور پلیس سعی کرد طرح‌ریز جنایتکار را فریب دهد.

With clever tactics, they were able to outwit their competitors.

با تاکتیک‌های زیرکانه، آنها توانستند رقبای خود را فریب دهند.

In the game of cat and mouse, the mouse always tries to outwit the cat.

در بازی گربه و موش، موش همیشه سعی می‌کند گربه را فریب دهد.

The spy had to outwit the enemy agents to complete the mission.

جاسوس باید عوامل دشمن را فریب می‌داد تا ماموریت را به اتمام برساند.

She used her charm and intelligence to outwit her rivals.

او از جذابیت و هوش خود برای فریب دادن رقبای خود استفاده کرد.

The magician's trick was to outwit the audience's expectations.

ترفند جادوگر فریب دادن انتظارات مخاطب بود.

The hacker was able to outwit the security system and access sensitive information.

هکر توانست سیستم امنیتی را فریب دهد و به اطلاعات حساس دسترسی پیدا کند.

The underdog team managed to outwit the reigning champions in a surprising upset.

تیم بازنده‌ای که شانس پیروزی نداشت، توانست قهرمانان فعلی را در یک شکست غیرمنتظره فریب دهد.

نمونه‌های واقعی

And this is where van Meegeren truly outwitted the art world.

اینجاست که ون میگرن واقعاً دنیای هنر را فریب داد.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

So you have been outwitted by a rat?

پس شما توسط یک موش فریب خورده اید؟

منبع: The Legend of Merlin

The bacteria that live in our body, they've learned how to outwit many of our most powerful antibiotics.

باکتری‌هایی که در بدن ما زندگی می‌کنند، یاد گرفته‌اند که بسیاری از قدرتمندترین آنتی‌بیوتیک‌های ما را فریب دهند.

منبع: CNN Selected June 2016 Collection

For my part, I was simply distressed to see this dugong outwit our every scheme.

از طرف من، من فقط از اینکه این دوقنگ هر طرح ما را فریب داد، ناراحت بودم.

منبع: Twenty Thousand Leagues Under the Sea (Original Version)

When the King heard of the adventure, he shouted in anger, Little John has outwitted us both.

وقتی شاه از ماجرا باخبر شد، با خشم فریاد زد: پسر کوچکم، جان، هر دو ما را فریب داده است.

منبع: American Elementary School English 6

Of course my discovery wouldn't change my dad's attitude toward Derek, but at least I knew how to outwit him. Now.

البته کشف من نگرش پدرم را نسبت به درک تغییر نمی دهد، اما حداقل می دانستم چگونه او را فریب دهم. حالا.

منبع: 1000 episodes of English stories (continuously updated)

They know how to outwit the worm!

آنها می دانند چگونه کرم را فریب دهند!

منبع: "Dune" audiobook

So talk a bit, Danielle, about your thinking about how we might outwit this thing.

پس کمی صحبت کن، دانیل، در مورد اینکه چگونه ممکن است این چیز را فریب دهیم.

منبع: TED Talks (Video Edition) April 2020 Compilation

It disgusted me at first, but suddenly I realized the only way to overcome this paralysis was to outwit him.

در ابتدا من را منزجر کرد، اما ناگهان متوجه شدم تنها راه غلبه بر این فلج، فریب دادن او بود.

منبع: Flowers for Algernon

Are you saying you could outwit duck-tective?

آیا می گویی می توانید کارآگاه اردک را فریب دهید؟

منبع: Gravity Falls Season 1

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید