yield

[ایالات متحده]/jiːld/
[بریتانیا]/jiːld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. تولید کردن; تسلیم کردن; رها کردن
vi. تسلیم شدن, تسلیم کردن
n. بازگشت; خروجی

عبارات و ترکیب‌ها

yield sign

علامت‌دهی

high-yield investment

سرمایه‌گذاری با بازدهی بالا

yield to temptation

تسلیم به وسوسه

crop yield

عملکرد محصول

yield control

کنترل بازده

low-yield bond

اوراق قرضه با بازدهی پایین

high yield

بازدهی بالا

yield strength

مقاومت تسلیم

low yield

بازدهی پایین

product yield

بازده محصول

yield rate

نرخ بازده

yield stress

تنش تسلیم

yield curve

منحنی بازده

sediment yield

بازده رسوب

yield per unit

بازده به ازای هر واحد

extraction yield

بازدهی استخراج

water yield

بازده آب

yield point

نقطه بازده

yield ratio

نسبت بازده

quantum yield

بازده کوانتومی

yield loss

کاهش بازده

yield limit

حد بازده

dividend yield

بازدهی سود سهام

yield surface

سطح بازده

yield up

افزایش بازده

جملات نمونه

the milk yield was poor.

تولید شیر کم بود.

I will not yield a step.

من یک قدم تسلیم نخواهم شد.

they might yield up their secrets.

آنها ممکن است رازهای خود را فاش کنند.

a gentle, yielding person.

یک شخص ملایم و سازشکار

gradually had to yield ground.

به تدریج مجبور به عقب نشینی شدند.

bonds that yield well.

اوراق قرضی که بازدهی خوبی دارند.

wouldn't yield to reason;

تسلیم استدلال نمی‌شد.

That tree yields fruits.

آن درخت میوه می‌دهد.

the yield per hectare

عملکرد در هر هکتار

This land yields well.

این زمین به خوبی بازدهی دارد.

variability in crop yields

تغییرات در عملکرد محصول

the earth yields a bounteous harvest.

زمین یک برداشت فراوان می‌دهد.

the yield at which the interest is compounded.

بازدهی که بهره در آن مرکب می‌شود.

this method yields the same results.

این روش همان نتایج را به دست می‌دهد.

such investments yield direct cash returns.

این سرمایه گذاری ها بازده نقدی مستقیم می دهد.

they are forced to yield ground.

آنها مجبور به عقب نشینی هستند.

I yielded the point.

من آن نکته را پذیرفتم.

نمونه‌های واقعی

It creaked and groaned but did not yield.

این قطعه صدا کرد و ناله کرد اما تسلیم نشد.

منبع: The Sign of the Four

The enemy finally yielded to our soldiers.

دشمن سرانجام در برابر سربازان ما تسلیم شد.

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

Oh, I tried it with this and tried it with that until it yielded.

وای، من با این و آن امتحان کردم تا اینکه تسلیم شد.

منبع: Downton Abbey (Audio Segmented Version) Season 1

Asking employees may not always yield good answers.

پرسیدن از کارمندان ممکن است همیشه پاسخ‌های خوبی به همراه نداشته باشد.

منبع: The Economist (Summary)

They must offer higher yields but use less water, nitrogen-rich fertilizers, or other inputs.

آنها باید بازدهی بالاتری ارائه دهند اما از آب، کودهای غنی از نیتروژن یا سایر ورودی‌ها کمتر استفاده کنند.

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

We must do everything to rise the per unit yield.

ما باید همه تلاش خود را برای افزایش بازدهی هر واحد انجام دهیم.

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

Gebhards wants negotiations to yield results.

گربهارد می خواهد مذاکرات به نتیجه برسد.

منبع: VOA Standard English_Life

The value of this and what they yield in income is undisclosed.

ارزش این و آنچه در درآمد به دست می آورند، فاش نشده است.

منبع: Popular Science Essays

Has the earth ceased to yield its increase?

آیا زمین از دادن محصول خود دست برداشته است؟

منبع: 100 Classic English Essays for Recitation

You have to make sure that people yield when they need to.

شما باید مطمئن شوید که مردم در صورت نیاز تسلیم شوند.

منبع: Listening to Music (Video Version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید