pomp

[ایالات متحده]/pɒmp/
[بریتانیا]/pɑmp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نمایش باشکوه; مجلل; لاف زدن; عظمت.

عبارات و ترکیب‌ها

pomp and circumstance

ظاهر و تشریفات

pompous display

نمایش متکبرانه

royal pomp

ظاهر سلطنتی

empty pomp

ظاهر خالی از محتوا

excessive pomp

ظاهر بیش از حد

ostentatious pomp

ظاهر پر زرق و برق

pompous speech

سخنرانی متکبرانه

جملات نمونه

the pomp and glare of rhetoric.

ظاهر فریبنده و سخن‌وری اغراق‌آمیز

the pomp and circumstance of a coronation.

ظاهر و تشریفات تاجگذاری

the solemn pomp of a military funeral.

ظاهر جدی و با شکوه یک مراسم نظامی.

the pomps and vanities of this world.

جاه‌طلبی‌ها و پوچی‌های این دنیا.

all the pomp and heraldry provided a splendid pageant.

همه شکوه و نشان، یک نمایش باشکوه ارائه داد.

St Paul's was perfectly adapted to pomp and circumstance.

کلیسای سنت پل به طور کامل برای تشریفات و عظمت مناسب بود.

The official was accompanied by all the pomp of his high position.

مقامات دولتی با تمام شکوه و عظمت مقام بالایش همراه بود.

the pomp of a coronation ceremony. See also Synonyms at show

شکوه یک مراسم تاجگذاری. همچنین به مترادف‌ها در بخش 'نمایش' مراجعه کنید.

The Prince was welcomed with warmth, but not with all the pomp and circumstance he was used to.

شاهزاده با روی خوش مورد استقبال قرار گرفت، اما نه با تمام شکوه و تشریفاتی که به آن عادت داشت.

She forewent the pomp of the alluring pompadour.She wore no chains, bracelets or lockets.

او از تجمل یک مدل موی جذاب چشم پوشی کرد. او هیچ گردنبند، دستبند یا سنجاقی نمی پوشید.

Characters are introduced, pomped and circumstanced, and then almost glibly despatched;

شخصیت ها معرفی می شوند، پمپاژ و شرایط ایجاد می شوند و سپس تقریباً به راحتی ارسال می شوند;

Some of them, indeed, by their services in the Low Countries and on other fields of European warfare, had fairly won their title to assume the name and pomp of soldiership.

برخی از آنها، در واقع، با خدمات خود در کشورهای لو (بلژیک) و سایر صحنه‌های جنگ اروپا، به طور عادلانه حق کسب نام و شکوه سربازی را به دست آورده بودند.

نمونه‌های واقعی

For others it is the pomp and luxury.

برای دیگران، این فخر و تجمل است.

منبع: The Economist (Summary)

A state visit involves more pomp and pageantry, and the host country pays the costs.

یک سفر دولتی شامل تشریفات و جشنی بیشتر است و کشور میزبان هزینه‌ها را پرداخت می‌کند.

منبع: VOA Standard English_Americas

It still shows " pomp" in tough circumstances.

حتی در شرایط سخت نیز "فخر" را نشان می‌دهد.

منبع: CNN 10 Student English May 2020 Collection

Will it have pomp and pageantry? Absolutely. Flag-waving tourists?

آیا این شامل تشریفات و جشنی خواهد بود؟ قطعا. گردشگران با پرچم؟

منبع: NPR News May 2023 Collection

State visits are supposed to be about pomp and pageantry.

سفرهای دولتی باید در مورد تشریفات و جشنی باشند.

منبع: VOA Standard English_Americas

Trump's visit was full of pomp if short on policy.

بازدید ترامپ پر از فخر بود اگرچه در سیاست کوتاه بود.

منبع: NPR News February 2020 Compilation

By your pomp we are nurtured, and your vices give us bread.

ما با فخر شما تغذیه می‌شویم و فضیلت‌های شما به ما نان می‌دهد.

منبع: Selected Fairy Tales by Oscar Wilde

You deserved all of this as a girl, the pomp and the fuss.

شما به عنوان یک دختر مستحق همه اینها بودید، فخر و هم و غم.

منبع: Super Girl Season 2 S02

Britain and the world said farewell to Queen Elizabeth II with pomp and pageantry.

بریتانی و جهان با تشریفات و جشنی به ملکه الیزابت دوم خداحافظی کردند.

منبع: VOA Daily Standard September 2022 Collection

The latter, astonished, turning round with all the pomp of an emperor, said, " Sir, I am a corporal! "

دومی، با حیرت، با تمام فخر یک امپراتور برگشت و گفت: «آقا، من یک سرباز هستم!»

منبع: British Original Language Textbook Volume 4

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید