pompous

[ایالات متحده]/ˈpɒmpəs/
[بریتانیا]/ˈpɑːmpəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای خوداهمیتی بیش از حد یا کرامت اغراق‌آمیز؛ نمایش‌دهنده نگرش برتری یا خوداهمیتی

جملات نمونه

bow in a pompous manner

با رفتاری مغرور تعظیم کرد

He was very pompous at the meeting.

او در جلسه بسیار متکبر بود.

his arrogance and pompous manner.

غرور و رفتاری متکبرانه و مغر او.

there were many processions and other pompous shows.

آثار فراوانی وجود داشت و نمایش های متکبرانه دیگری نیز وجود داشت.

a pompous, self-opinionated bully.

یک زورگو، خودخواه و با نظر.

a pompous, self-satisfied fool.

یک احمق متکبر و خودپسند.

He is a great, pompous bladder of a man.

او یک مرد بزرگ و متکبر است.

pompous officials who enjoy giving orders.

مقامات متکبر که از دادن دستور لذت می برند.

learned discussions degenerated into pompous oratory.

بحث‌های علمی به سخنرانی‌های متکبرانه تنزل کرد.

a pompous ass who pretends he knows everything.

یک فرد متکبر و خودشیفته که وانمود می‌کند همه چیز را می‌داند.

a pompous lecturer strutting back and forth across the stage;

یک سخنرانی متکبر که با وقار روی صحنه رفت و آمد می کرد;

I had expected an American senator to be as pompous and flatulent as a British MP.

من انتظار داشتم یک سناتور آمریکایی به اندازه یک نماینده مجلس بریتانیایی متکبر و نفخ باشد.

Life is not composed by aphorism,how can we decorate it with pompous cliche&1&s? I send you my most sincere greeting in silence.

زندگی از ضرب‌المثل‌ها تشکیل نشده است، چگونه می‌توانیم آن را با کلیشه‌های پرطمطراق و شعاری تزئین کنیم؟ سلام صمیمانه خود را در سکوت برای شما می‌فرستم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید