bow in a pompous manner
با رفتاری مغرور تعظیم کرد
He was very pompous at the meeting.
او در جلسه بسیار متکبر بود.
his arrogance and pompous manner.
غرور و رفتاری متکبرانه و مغر او.
there were many processions and other pompous shows.
آثار فراوانی وجود داشت و نمایش های متکبرانه دیگری نیز وجود داشت.
a pompous, self-opinionated bully.
یک زورگو، خودخواه و با نظر.
a pompous, self-satisfied fool.
یک احمق متکبر و خودپسند.
He is a great, pompous bladder of a man.
او یک مرد بزرگ و متکبر است.
pompous officials who enjoy giving orders.
مقامات متکبر که از دادن دستور لذت می برند.
learned discussions degenerated into pompous oratory.
بحثهای علمی به سخنرانیهای متکبرانه تنزل کرد.
a pompous ass who pretends he knows everything.
یک فرد متکبر و خودشیفته که وانمود میکند همه چیز را میداند.
a pompous lecturer strutting back and forth across the stage;
یک سخنرانی متکبر که با وقار روی صحنه رفت و آمد می کرد;
I had expected an American senator to be as pompous and flatulent as a British MP.
من انتظار داشتم یک سناتور آمریکایی به اندازه یک نماینده مجلس بریتانیایی متکبر و نفخ باشد.
Life is not composed by aphorism,how can we decorate it with pompous cliche&1&s? I send you my most sincere greeting in silence.
زندگی از ضربالمثلها تشکیل نشده است، چگونه میتوانیم آن را با کلیشههای پرطمطراق و شعاری تزئین کنیم؟ سلام صمیمانه خود را در سکوت برای شما میفرستم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید