shine bright
درخشش زیاد
shine a light
نورافشانی کردن
shine with happiness
با خوشحالی بدرخش
a shining example
یک نمونه درخشان
shine on
ادامه بده
shine in
در ... بدرخش
shine through
از میان ... بدرخش
shine at
در ... بدرخش
shine out
بدرخش
rise and shine
بیدار شو و بدرخش
shine down
به پایین بتاب
Shine the torch in, please.
لطفا مشعل را داخل روشن کنید.
put a good shine on boots
کفش ها را خوب براق کنید.
I don't shine at tennis.
من در تنیس خوب نیستم.
Shine the torch out, please.
لطفا مشعل را خارج روشن کنید.
a shine of saliva on his chin.
درخششی از بزاق روی چانهاش.
Rain or shine, I'll go.
هر باران یا آفتاب، من خواهم رفت.
She shines as a teacher.
او به عنوان یک معلم میدرخشد.
There was citreous shine all around the altiplano.
در اطراف آلتیاپلا، درخشندگی مرکباتی وجود داشت.
The bootblack shines your boots.
کفشجوش کفشهای شما را براق میکند.
Rain or shine, we will go.
هر باران یا آفتاب، ما خواهیم رفت.
He is diligent rain or shine he does.
او در هر شرایطی، با تلاش و کوششی کار خود را انجام میدهد.
Shine the torch down here, please.
لطفا مشعل را این پایین روشن کنید.
Shine the torch up into the rafters, please.
لطفاً مشعل را به سمت سقفها بگیرید.
The boss took a shine to the new girl.
رئیس به دختر جدید علاقه مند شد.
The rain will take the shine off my boots.
باران برق کفش های من را کم خواهد کرد.
he seemed to shine with that unmistakable showbiz sheen.
او به نظر می رسید که با آن درخشندگی غیرقابل انکار شوی بیز نشان می دهد.
these concerns are taking the shine off Britain's economic recovery.
این نگرانی ها باعث کم شدن درخشندگی بهبودی اقتصادی بریتانیا شده است.
Rain or shine, we'll set out tomorrow.
هر باران یا آفتاب، فردا شروع خواهیم کرد.
Pore Minimizer T -Zone Shine Control - discontinue.
کوچک کننده منافذ T-Zone Shine Control - قطع.
The ice will melt when the sun shines on it.
وقتی خورشید به آن بتابد، یخ ذوب میشود.
We must make hay while the sun shines.
ما باید در حالی که خورشید میتابد، علوفه کنیم.
منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book Three.Some hours later, a light shone in my face.
چند ساعت بعد، نوری به چهره من تابید.
منبع: KidnappingAnd this is where chlorophyll really shines.
و اینجاست که کلروفیل واقعاً میدرخشد.
منبع: "Minute Earth" Fun Science (Selected Bilingual)Just to give it a nice shine.
فقط برای اینکه به آن درخشندگی خوبی بدهیم.
منبع: Gourmet BaseHis flushed face was shining with excitement.
چهره سرخ شدهاش از هیجان میدرخشید.
منبع: The Moon and Sixpence (Condensed Version)Your affection for the man really shines through.
علاقه شما به آن مرد واقعاً مشهود است.
منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2Set the lipstick with gloss to add some shine.
رژ لب را با برق لب تنظیم کنید تا کمی درخشندگی اضافه شود.
منبع: The power of makeupWe shone a light on domestic abuse.
ما چراغی بر سوء استفاده خانگی روشن کردیم.
منبع: Idol speaks English fluently.That doesn't seem to be where I shine.
به نظر نمیرسد که این جایی باشد که من میدرخشم.
منبع: The Big Bang Theory Season 10But the opportunity for growth and for purpose shines brighter.
اما فرصت رشد و هدفگذاری بیشتر میدرخشد.
منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selectionلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید